این سال بالاییها
منیژه رضوان-مستحضرید که اگر مادری برای دخترش دامن خرید و برای پسرش شلوار این حرکت از نوع تفاوت است و اگر دامن 200 هزار تومنی برای دخترش خرید و شلوار بیست و هشت تومانی برای پسرش همین حرکت از جنس استثناست.ولی اگر دخترش یک مهمانی میخواهد برود که می بایست دامن گران بپوشد و پسرش به شلوار نیاز دارد از نوع پیژامه و نه شلوار پلوخوری باز خرید فوق از نوع تفاوت محسوب میشود و نه استثنا.اما اگر مادر همان دامن گران را بعد از خرید پرت کند داخل اتاق دخترش و بگوید بگیر این هم دامن و همان شلوار بیست و هشت هزار تومانی را دو دستی به پسرش تقدیم کند از نوع استثناست اما اگر دختر همیشه سطح توقعاتش بالاست و پسر قانع است باز این حرکت از نوع تفاوت است.در عین حال اگر دختر مورد نظر زمان بله برونش است و میخواهد آن دامن را در مراسم بپوشد و شلوار هم برای برادر 9 ماهه اش خریداری شده که مدام هم شلوارهایش را نمناک میکند باز مساله از نوع تفاوت است.
تمام این صغری کبری چیدنها از انجا ناشی میشود که ما یک سری دانشجو هستیم که همیشه اسباب ها و کتابهایمان را روی میزهای کتابخانه میگذاشتیم و فردا مجددا به میز خودمان مراجعه میکردیم.مسوولین مدتی ست که بر ان شده اند که دانشجو جماعت باید وسایلش را شب موقعی که کتابخانه را ترک میکنند از روی میزها جمع اوری کند با این تفکر که هیچ میزی مختص هیچ دانشجویی نیست.اما دانشجویان سال بالایی که در اتاق دیگری مطالعه میکنند از این قاعده مستثناشده اند یا متفاوت شده اند؟!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"