4/5/18



به من گفته بودند که در ۱۸ مرداد به دنیا آمده ام
و من فکر می کردم که من در ۱۸ مرداد به دنیا آمده ام
من و تعداد معدودی

اما بعدها فهمیدم که همه مردم دور و برم در ۱۸ مرداد به دنیا آمده اند
بلکه همه مردم جهان!

همه مردم، دنیای اطراف من هستند که برای طبیعی به نظر رسیدن زندگی من خلق شدند که در اطراف من پرسه بزنند

پیش از من نبوده اند
و
بعد از من هم وجود نخواهند داشت

همه آنها در ۱۸ مرداد به دنیا آمده اند
و ۲۷ اسفند همراه من از دنیا خواهند رفت !

نافهم

امروز یک حاج خانوم شیرین مریضمون هست و الان آنژیوکتش رو کند

مجبور بودیم دوباره رگ بگیریم
رگهاش هم همه خراب با INR بالا
تا رگ میگیری رگ پاره میشه
از دست دیگه ش هم نبابد رگ بگیریم
خیلی شیرین حرف میزنه

به پرستار آقامون میگفت برو عقب و وشگونش میگرفت
پرستار هم هی دستشو میدزدید ولی باید رگ هم می گرفت

پرستارمون باز دستشو گرفت
اونم دست پرستارمون رو گرفت و به مرحله مچ انداختن رسیدن و خودشون خنده شون میگرفت

همه از خدماتی و تاسیسات دور تختش جمع شده بودن
از بس دوسش داشتن
به همه هم بد و بیراه میگفت
و گاهی ابراز علاقه میکرد


همراه هم نداشت

با معذرت از ترکای عزیز یکدفعه به پرستارمون گفت: برو عقب ترک نافهم!!

بعد گفت شماها کجا درس خوندین که نمی تونین رگ‌بگیرین؟ هان؟!

ماها می خندیدیم

بعد پرستارمون که دست میکشید به ساعد حاج خانوم تا رگشو پیدا کنه به اون یکی پرستارگفت: اینا اینا یک رگ خوب

حاج خانوم اداشو در آورد گفت: اینا اینا رگ خوب
اصلا بلد نیست رگ بگیره هی میگه اینا اینا رگ خوب رگ خوب
و
تا بچه ها خندیدن دستشو از دستشون قاپید و قایمش کرد زیر بغلش

دیگه چطوری میشد دستشو باز گرفت و گارو بست بهش خدامیدونه؟

من رفتم جلو گفتم حاج خانوم بذار رگ بگیره
رگ نگیره زنش دعواش میکنه

گفت خب بیاد رگ بگیره
زن داره؟
گفتم ها که داره

بعد پرستار دیگه مون بهش گفت مو تورو دوست داروم حاج خانومم با لذت گفت مویم تو رِ دوس دروم پسرک شیرینوم!

و به همه نگاه کرد و خندید

موقع رگ گیری باز اومد دست پرستار رو گاز بگیره
گفت نگا نگا همه شان دور مو جمع شدن
یک مشت مشهدی نافهم!

رفتم جلو گفتم: اینا همه شون نافهمن بذار خودم ازت رگ بگیرم
گفت : هرچی باشن از تو که بهترن

باز همه زدن زیر خنده

بچه ها بعد از نیم ساعت استراحت باز اومدن رگ بگیرن که حاج خانوم سرشو داد به آسمون و گفت ابالفضل کمکم کن از دست اینا نجاتم بده ابالفضضضضل

رفتم جلو گفتم حاج خانوم آروم باش
سرشو آورد جلو و گفت: قربون اون چشمای خوشگلت بشم من !!

خلاصه هنوز نتونستیم رگ بگیریم

ولی چقدر مریض شیرینی داریم

همه دلشون میخواد باهاش دوست بشن و اگر شده حداقل یک فحش کوچولو بهشون بده!!

یک پرستارمونم تا از جلوش رد میشه بهش چشمک میزنه حاج خانوم هم پایه سریع یک چشمک شیرین کوچولو بهش میزنه

اصلا یک وضعی😄


@kerkere_nime_baz

این شهر

او باخته و برنده اش بیشتر است
غم دارد، اگرچه خنده اش بیشتر است
با اینکه خزندگانش اصلا کم نیست
این شهر ولی پرنده اش بیشتر است

4/5/4

آنکال قلب

صبح رفتم سی سیو از آبدارخونه ش چایی بردارم که پرستارا گفتن: د‌کتر بیا این اوردر ( order) تلفنی رو مُهر بزن

گفتم: عمرا!
آنکال قلبو بیدار کنین، هم مُهر میزنه هم اتاق خالی میشه من میرم توی اتاق از توی کمدم لباسمو برمیدارم

آقا هرچی اینا زنگ زدن به اتاقش طرف جواب نداد
از سی سیو اومدم بیرون دیدم بهداشت کار صبحونه دکتر رو برد توی اتاقش گذاشت
وقتی اومد بیرون
گفتم: دکتر بیدار بود؟
گفت: نهههه خواب خواب بود.صبونه شو گذاشتم روی میزش

هیچی دیگه آهسته و پاورچین پاورچین رفتم سمت در اتاقش و در رو باز کردم رفتم توی اتاق
خدا روشکر در صدا نداد
دکتر پتو رو پیچیده بود دورش با اسکرابش عمیقا خواب بود

سعی کردم کفشم صدا نده
لب بالامو از شدت حساسیت کار محکم گاز گرفته بودم
۲ متر مونده بود به کمدم که یهو تلفنش زنگ خورد
هول ورم داشت توی اون سرصدای تلفن بدون احتیاط برای تولید نکردن صدا دویدم بیرون

بهداشت کار توی استیشن پرستاری نشسته بود که منو دید گفت : چشمم روشن خانوم دکتر اگه به مامانت نگفتم وارد اتاق دکتر مجرد میشی!

هیچی دیگه

رفتم به سی سی یو گفتم: شماها زنگ زدین به انکال قلب؟
گفتن: اره

گفتم : توروخدا چند دقیقه زنگ نزنین من برم روپوشمو بردارم از توی اتاقش. یا زنگ بزنین بیدارش کنین بیاد توی سی سیو کارهاشو انجام بده
که در همون فرصت منم برم توی اتاق روپوشمو بردارم

گفتن : اوکیه! زنگ نمیزنیم ، ولی زنگ هم بزنیم دکتر به این راحتیا بیدار نمیشه!

دوباره از سی سیو خارج شدم با احتیاط رفتم سمت اتاق انکال قلب در رو باز کردم و با توک پا رفتم توی اتاقش
پوزیشن دکتر عوض نشده بود
این یعنی خواب عمیییق
نفسمو حبس کرده بودم و پاورچین پاورچین به کمدم نزدیک شدم

( خدا از اینا نگذره که اتاق ما رو دادن به انکال قلب که این وضعیت ایجاد بشه)

اینبار به کمد رسیدم
لب بالامو رها کردم
پشت سرمو نگاه کردم دکتر خواب بود
باز لب پایینمو گاز گرفتم
نمیدونم این ماجرای گاز گرفتن چی بود دیگه

خلاصه دسته کلیدو از جیبم دراوردم
کلیدها به هم خوردن یک لحظه
برگشتم نگاه کردم به دکتر خواب بود کلید انداختم در کمد رو باز کردم
صدای زنگ تلفن استیشن از بیرون اتاق به گوش رسید ولی چندان قوی نبود
از باز کردن در کمد صدای خاصی ایجاد نشد
دست بردم داخل کمد

پشت دستم یک پلاستیک فریزری که داخل کمد بود رو لمس کرد

صدای خش ملایمی هوا شد
برگشتم به دکتر نگاه کنم دیدم توی تاریکی نشسته مستقیم داره منو نگاه میکنه

قلبم ریخت
لب پایینمو رها کردم
و قد خمیده م رو که مثلا میخواستم دیده نشم راست کردم رو به دکتر واستادم کاملا

به مِن مآن افتاده بودم گفتم : ب ب خشید اقای د...کتر اومدم روپو....شمو بردارررررررم

بعد به سمت کمد چرخیدم
روپوشمو سریع و بدون احتیاط که سرصدا نشه برداشتم در کمد رو محکم بستم کلی هم صدا تولید کردم

روپوشو انداختم روی ساعد دست چپم
چرخیدم به سمت دکتر و اومدم دوباره ازش معذرت خواهی کنم که دیدم خواب رفته در یک پوزیشن جدید

پاورچین پاورچین از اتاق خارج شدم

از در اتاق که خارج شدم شکمم رو هم رها کردم

نمیدونم چرا اونو دیگه توو داده بودم؟!😐


#منیژه_رضوان

@kerkere_nime_baz

کخ

دقت کردین که اگر هم پزشک باشین و هم شاعر

دوست دارین در مراکز درمانی در مواقع لزوم ِ ارایه عکس هی عکس ِ پشت میکروفن تون رو که دارین شعر می خونین ارایه کنین

و در مراکز هنری در مواقع لزوم ِ ارایه عکس بیشتر تمایلتون به اینه که عکس با لباس درمانی تون رو منتشر کنین؟

آدم یاد فامیل رابرت کخ! میفته

#منیژه_رضوان

کجاست

غزلی به استقبال شعری از استاد #فاضل_نظری


غم همینجا پیش ماها هست، پس شادی کجاست؟
هی لباس فعلگی، پس رَخت دامادی کجاست؟

آدرس هِی می دهی ما را به دکّان خودت
من که می دانم خودم بازار شیادی کجاست!

کشوری با وسعت ِ فرهنگ ایران داشتیم
حضرت شیخا بگو پس ارث اجدادی کجاست؟

می رسم در باغهای سبز با دلهای زرد
لاجرم می پرسم از مردم که آبادی کجاست؟

جنگ، بیکاری، تورم، ظلم، بیماری، نیاز
قول ِ آرامش به ما هر روز می دادی، کجاست؟

در ترافیک قیامیم و تو بُن بست دروغ
کاش می گفتی به ما میدان آزادی کجاست؟

cefixim

به مریض میگم: ۷ تا انتی بیوتیک هم برات نوشتم روزی یکی

میگه: اسمشون چیه؟
میگم: سفکسیم

میگه فکر کنم داریم بذارین بپرسم و گوشیشو از کیفش در میاره

سلام خوبی ممداقا
ممد آقاااا ببین ما سفلِکسیوم داریم؟
میگم: سفکسیم

میگه: سفیکسیم داریم؟

بعد از مدتی گوشیو از دم گوشش برمیداره میگه: ما فقط سفلکسیم داریم

میگم: اون نه

میگه ممد بجز اون چی داریم؟
بعد باز رو میکنه به من میگه: سفترکسین هم داریم

میگم: قرصه؟
از ممداقا می پرسه: قرصه؟
رو میکنه به من میگه: نه شربته

میگم : ببینین من فقط ۷ تا دونه نوشتم براتون قیمتی نداره

میگه: اره اره همون انتی بیوتیکا که ۶ تایی هست؟آسینتروماسین؟

میگم: سفکسیم ۴۰۰ میلی هست

میگه: اخرش نون هست؟
میگم: میم هست
میگه: ممد سِفِکسِم ۴۰۰ میلی داریم؟

بعد گوشیو از گوشش دور میکنه رو میکنه به من میگه: ممد اقا میگه آموکسیوم ۵۰۰ فقط داریم و سفلکساسیون ۵۰۰ و سیفیکسیم ۵۰۰

میگم: سفکسیم ۵۰۰ که نداریم
میگه: ما که داریم😳

میگم : خانم عزیز ۷ تا سفکسیم قیمتی نداره

میگه: باشه
ولی ما سفتریکسیم و سفتالکسین و سفلکساسیوم هم داریم.

میگم:
س ف ک س ی م

میگه: اهان
سیفیکیسیمای ما ۵۰۰ هست اخه

#منیژه_رضوان

@kerkere_nime_baz