نبینم

مادر عزیزم

یادته یک لیوان بجای میکروفون دستم میگرفتم باهات مصاحبه میکردم؟

و میپرسیدم ازت که شما اگر هنرپیشه می شدین چه نقشی دوست داشتین بازی کنین؟
و تو همیشه میگفتی: نقش بیوه زن!
که کسی توی فیلم نقش همسرت رو نداشته باشه

من از این حرفت خوشم میومد و همیشه همین مصاحبه رو باهات انجام میدادم با اینکه جوابت رو از قبل میدونستم که چیه

منتظر من باش
نبینم بیام اون دنیا ببینم ازدواج کردی

نبینم بیام اون دنیا ببینم بچه دار شده باشی؟

نیام اون دنیا ببینم رفتی مرحله بعدی زندگی ؛

همونجا توی همون مرحله اول بمون

نیام اون دنیا ببینم عشقت به من کم شده؟
نیام اون دنیا ببینم از نزدیکیهای در ورودی خیلی دور شدی و باید دنبالت بگردم تا پیدات کنم

نیام اون دنیا ببینم اون دنیایی نیست
خب؟!

به نام شیطان



و ما از مکر مومنان به شیطان پناه بردیم
دستورات الهی را زیر پا نهادیم
کتابهای مقدس را سوزاندیم
آنچنان که گویی تا کنون هیچ پیامبری نازل نشده است

ما به گناه قداست بخشیدیم
خون نوشیدیم
گرد آتش رقصیدیم
و نامه هایمان را با نام شیطان آغاز کردیم

بخوان به نام هوس آنگاه که شعله می کشد
قسم به شب آنگاه که آلوده است
و قسم به برهنگی آنگاه چیزی برای پنهان کردن ندارد

سوگند به ماه آنگاه که خورشید سوزان را در محاق خود به خاموشی می کشد

ما به گرد آتش رقصیدیم
خون نوشیدیم
آواز خواندیم
و
مومنان را لعنت فرستادیم

آنگاه که در پستوها شراب خوردند و شهوت رانی کردند و صبح فردا در معابد ما را به پرهیزگاری دعوت کردند

ما برای هیچ بهشتی تره خورد نکردیم و به اندامهایمان قول هیچ حوریی را ندادیم

ما به آتش برمیگردیم
آنگاه که شیطان اراده کند

خون می نوشیم
به سلامتی شیطان که ما را بر فراز صلیب تنها نگذاشت

به سلامتی شیطان که هروقت او را فراخواندیم ما را به یاد آورد

ما به شیطان سجده کردیم
و
به او پناه بردیم
آنقدر که مومنان در عبودیت ما حسادت ورزیدند

قیامت شد
شیطان به خدا گفت:

آیا بندگانی چون بندگان من صادق و پاکباز داشته ای؟

خدا پاسخ نداد

دوباره شیطان پرسید که:

آیا بندگانی به پاکبازی بندگان من در امت تو وجود داشت؟

گنهکاری فریاد برآورد

خدا را خطاب نکن ای والامقام
او تا کنون تنها با پیامبرانش سخن رانده است. تنها تو بودی که ما را آدم حساب کردی و با ما بی واسطه سخن گفتی



برگردیم به شروع ماجرا:

ما از مکر مومنان بود که به شیطان پناه آورده بودیم


بی تربیت

📘🖌

یکی از کلیپهایی که یکی از پسرا برام فرستاد یک آقا و خانم توی یک اتاق تنها بودن 
دختره خیلی ملایم به سمت تخت رفت، مرد هم دنبالش رفت

با خودم گفتم برم دهن این پسره رو سرویس کنم که دیگه از این چیزا نفرسته 

اما هی وسوسه شدم که ببینم این دوتا چیکار می کنن و این پسره تا چه حد پررو هست

خلاصه 

دختره رفت روی تخت  دراز کشید مرد به سمتش رفت و دستش رو برد به سمت شونه های زن

با خودم گفتم پسره بی حیا چه چیزا میفرسته
اما بازم کنجکاو بودم ببینم اینا دو تا تا کجا پیش میرن 

هیچی دیگه گردن دختره رو فشار داد و دختره لبخند 

منم گفتم نامرد بی تربیت چرا این چیزا رو میفرسته واسه من این پسره

ولی مشتاق بودم ادامه کلیپ رو ببینم

بعد مرد شونه های دختره رو فشار داد و تق تق مفاصلش شکست

با خودم گفتم این پسره پررو زیاد هم آدم بدی نیست

اما بازم مشتاق بودم بقیه کلیپ رو ببینم که اگر صحنه داشت این پسره رو له کنم

بعد مرد خیلی آروم و مشکوک دستشو به کمر زن نزدیک کرد

گفتم ایناها الان که یک کاری میشه 

لذا رفتم که پسره رو له و بلاک کنم 

اما باز برگشتم کلیپ رو نگاه کنم و دیدم که زن لبخند زد و مرد مفاصل کمر زن رو شکست

لامصب تا آخرش همین بود
لبخند زن و حرکت مشکوک مرد و ترکوندن مفاصل

تا آخر هیچ چیز خاصی اتفاق نیفتاد
ولی کلا کلیپ مشکوک ساخته شده بود که آدم یک فکرایی بکنه

لذا تصمیم گرفتم برم پسره رو بترکونم

اما خب
هرچی توی دایرکت طرف نوشتم ارسال نکردمش
خب آخه چی میگفتم 
کاملا مشخص بود که کلیپ هدفمند ساخته شده بود اما گزک دست آدم نمیداد  که بره با فرستنده ش  دعوا کنه

لذا فقط توی دلم چند فحش آب کشیده بلنننننند  نثار پسره کردم و مفاصل فکم رو ترکوندم

پسره بی تربیت !

#منیژه_رضوان
#پورنو


🍃
🌺🍃

اسهال یا شکستن مساله اینست!

پرستار:
تو چرا اینقد این روزها بد میاری؟هی دستت میشکنه!پات میشکنه؟


خانم ایکس:
واسه اینکه به همه میگه من اینقدر حقوق می گیرم.هی چشم میخوره

دندون پزشک رو به من:
مگه چقدر حقوق می گیری؟

من:
بووووووووق

دندون پزشک:
با این حقوق که نباید دست و پات بشکنه.فقط باید اسهال بشی

:-\

اونا که بچه کنکوری دارن حواسشون باشه پزشکی نزنن.دندون پزشکی بزنن:-\

تو

 

به سوپرمارکت که میروم به تو فکر می کنم

آشپزی که میکنم به تو فکر میکنم

با تو که هستم به تو فکر می کنم

لعنتی!

حتی وقتی که فکر نمی کنم

دارم به تو فکر نمی کنم!

 

 

 

جدايي

 

 

همين كه كوفه از حسين (ع) جدا شد

حر از يزيد

بازوها از كتف ها

سواران از اسبها

سرها از بدنها

بناي جدايي گذاشتند

و تو بايد به تمام پاره هاي جدا افتاده سر ميزدي

72 دو بار

آمدي

رفتي

آمدي

 رفتي

تحمل داشته باشيد هنوز هفتاد بار ديگر مانده است!

آمدي

رفتي

آمدي

رفتي

چراغها را خاموش كنيد تا هركسي حوصله ندارد برود!

آمدي

رفتي

آمدي

رفتي

چراغها را روشن كنيد

از شما چه پنهان

خودم هم حوصله ندارم 66 بار ديگر ادامه دهم

اما تو رفتي آمدي

رفتي و آمدي

دستها جدا شدند

و تو يك لحظه چادر شكيبايي ات از سرت جدا نشد

رفتي و آمدي

رفتي و آمدي

به دستهاي جدا شده سر زدي

به سرهاي جدا شده

تو رفتي و آمدي

تو 

تو 

تو 

تويي

و كربلا شهادت خواهد داد

كه اگر آسمانها از هم بشكافند

و كوهها چون پشم حلاجي شده بپراكنند

شكيبايي لحظه اي از تو جدا نخواهد شد

هر اتفاقي كه بيفتد

تو همچنان زينبي

صبور و آرام و مطمين

هيچ كس نمي تواند ترا از تو جدا كند

زينب!