دفتر نقاشی



داریم با آبجی جون میریم
زیارت امام رضا
دیدن حوض و کفترا
دیدن گنبد طلا

اونجا واسه امام رضا
هی میخونم شعر قشنگ
کتاب قصه میخونم
قصه های شیر و پلنگ

دفترمو باز میکنم
دفتر نقاشیم اینه
میرم جلوتر تا امام
نقاشیام رو ببینه

اگر کسی هولم بده
نه آخ، نه وای وای میکنم
وقتی داریم میریم خونه
با آقا بای بای میکنم

وقتی به خونه میرسیم
مامان جون و بابا رسول
هر دوتا زود بهم میگن
سعید زیارتت قبول



🍃
🌺🍃

4/9/29

امروز ۲۹ آذر تولد مامانمه

🌸🎄🍄🌈☂🍇🍧🎂🍦🍰💋🍁💐🎁🧸🎈🧁🍬💜🛍🏝🍔🍉🍎👛🐱🐶👠


🌸۴/۹/۲۹🌸

بایگانی

استقبالی بر غزل شهریار


فکر کردن آخر آدم را روانی می کند
آدمی با دشمنش گاهی تبانی می کند

همچنان که آسمانیها زمینی می شوند
این زمین هم اهل خود را آسمانی می کند

با من ِ نامهربان و با شمای مهربان
مهربانی می کند، نامهربانی می کند

می رسد از راه پیری، می رسد از راه ضعف
رستم دستان هم آخر ناتوانی می کند

می شود پرونده بیماریش خیلی قطور
مرگ‌ می آید پدر را بایگانی می کند

خاطراتش روشن و زنده ست در قلب همه
مادرم در ذهن مردم زندگانی می کند


یا امام رضا

یهو مثل قبل ناخودآگاه و ملتمسانه میگم:
یا امام‌رضا ...

بعد می بینم که دیگه خواسته ای ندارم
لذا ادامه نمیدم و جمله رو همینطور ابتر رها میکنم

نبینم

مادر عزیزم

یادته یک لیوان بجای میکروفون دستم میگرفتم باهات مصاحبه میکردم؟

و میپرسیدم ازت که شما اگر هنرپیشه می شدین چه نقشی دوست داشتین بازی کنین؟
و تو همیشه میگفتی: نقش بیوه زن!
که کسی توی فیلم نقش همسرت رو نداشته باشه

من از این حرفت خوشم میومد و همیشه همین مصاحبه رو باهات انجام میدادم با اینکه جوابت رو از قبل میدونستم که چیه

منتظر من باش
نبینم بیام اون دنیا ببینم ازدواج کردی

نبینم بیام اون دنیا ببینم بچه دار شده باشی؟

نیام اون دنیا ببینم رفتی مرحله بعدی زندگی ؛

همونجا توی همون مرحله اول بمون

نیام اون دنیا ببینم عشقت به من کم شده؟
نیام اون دنیا ببینم از نزدیکیهای در ورودی خیلی دور شدی و باید دنبالت بگردم تا پیدات کنم

نیام اون دنیا ببینم اون دنیایی نیست
خب؟!

همسایه کوچولو

بهش گفتم: روی سنگ این دختره کنار مامانت هم گل گذاشتی؟!

گفت: من هروقت سر خاک مامانم میام اول سر خاک این دختر کوچولو گل میذارم و براش فاتحه میخونم بعد برای مامانم فاتحه میخونم و روی سنگش گل میذارم!

گفتم: چرا؟!

گفت: این بچه هست
بی گناهه
توقع داره
دلش گنجشکه
دلش برنمیداره برای قبر کناریش گل بذارن برای اون نذارن


با خودم گفتم هنوز نسل آدمهای خوب برنیفتاده
به کجاها که فکر نمی کنن بعضیا!
چقدر نجیب و مهربون

4/9/9

4/9/1

ما از خطوط قرمز دل رد شدیم؟ نه!
بد دیده ایم از همه و بد شدیم؟ نه!

یک صفحه هم اگرچه نخواندیم کل ترم
از امتحان جزوه دل رد شدیم؟ نه!

بد گفته ایم گاه به دین، گاه هم خدا
با این وجود کافر و مرتد شدیم؟ نه!


ابلیس را اگرچه کمی مدح گفته ایم
شیطان پرست ِ کوچه احمد شدیم؟ نه!

تردید کرده ایم اگر بین عدل و ظلم
در راه حق و عدل مردد شدیم؟ نه!

گاهی زبان زدیم کمی هم به شرب خمر
اما به شرب خمر زبانزد شدیم؟ نه!