امام رضا علیه السلام

ترا دوست داشتم
با اینکه سپرده بودند زنهای عجم نباید مردهای عرب را دوست داشته باشند

ترا دوست داشتم
حتی وقتی که گفتند محمد در حرا خواب و رویا دیده است

ترا دوست داشتم
حتی وقتی که حاجتم را ندادی


ترا دوست داشتم
وقتی که با دوست سنی ام به پارک میرفتم و درباره خلافت عمر حرف میزدیم

موقعی که حرم می آمدم
زرنگی میکردم و
اذن دخول نمیخواندم
تا زودتر از بقیه به ضریح برسم
چون ترا دوست داشتم


ترا دوست داشتم
بعد از برف
بعد از باران
در بهار
در زمستان
در کربلا
در آتن
بعد از نماز
پیش از شراب

لعنت به من
حتی همین الان که میدانم به من فکر نمی کنی
به تو فکر میکنم
و دوستت دارم


سفتریاکسون

سفره هفت سین نمادین و طنزآلودی رو از وسایل و داروهای پزشکی داشتیم توی بیمارستان تزیین میکردیم:
دونه
دونه
میرفتیم جلو

۱.سرنگ
۲.سوند
۳.سنکُل
۴.سرم نرمال سالین
۵.سفتریاکسون

یهو پرستار گفت نه نه
سفتریاکسون نههههههه
ما توی این بیمارستان سفتریاکسون نمی زنیم پس جزو سفره هفت سینمونم نمیتونه باشه!

وصلِ آب

نمی دونم همینا که میان درمانگاه میپرسن به مریض ما آب وصل نمی کنین؟خودشون توی خونه، شیلنگ ندارن؟ حتما باید بیان درمانگاه آب وصل کنن؟!

سال نکو

سالی که غم افزا و طرب انگیز است،
از فتح و شکست همچنان لبریز است
سالی که نکوست از بها..... پیدا نیست
نه! جوجه شماری آخر پاییز است!

4/1/1