کجاست
غزلی به استقبال شعری از استاد #فاضل_نظری
غم همینجا پیش ماها هست، پس شادی کجاست؟
هی لباس فعلگی، پس رَخت دامادی کجاست؟
آدرس هِی می دهی ما را به دکّان خودت
من که می دانم خودم بازار شیادی کجاست!
کشوری با وسعت ِ فرهنگ ایران داشتیم
حضرت شیخا بگو پس ارث اجدادی کجاست؟
می رسم در باغهای سبز با دلهای زرد
لاجرم می پرسم از مردم که آبادی کجاست؟
جنگ، بیکاری، تورم، ظلم، بیماری، نیاز
قول ِ آرامش به ما هر روز می دادی، کجاست؟
در ترافیک قیامیم و تو بُن بست دروغ
کاش می گفتی به ما میدان آزادی کجاست؟
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۰۵/۰۱ ساعت 10:6 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"