با عشوه میشود که کسی را دچار کرد

یک ناسزا سزای صداقت نثار کرد

 

یک کم جلوتر آمد و نزدیک تر نشست

با خنده چشمهای زمان را خمار کرد

 

با نه و نی و وقت ندارم ، نمی شود

تعیین وقت قبلی روز قرار کرد

 

هر لحظه میشود به طریقی، به حیله ای

یک خر به روی آدم و عالم سوار کرد

 

بام هوس مطیع هوایی دوگانه است

یک کم به جلوه رفت و کمی استتار کرد

 

اظهار میل کرد به یک بستنی کیم

اینگونه اسب تیز دلش را مهار کرد

 

تا می رود طرف بخرد بستنی به فور

از مهلکه سوار خط 10 فرار کرد!

 

 

#ایوا

 

@evakhanoum