لعنتی!

برای اربعین توی یک روضه بودم با رویکرد متفاوت که توش شعرخوانی بود

 

نوبت من که شد نمیدونم چی شد که یه چیزی رفت توی چشم چپم و هی اشک اومد هی اشک اومد از چشمم

 

خیلی صحنه شده بود

من شعر میخوندم

مردم گریه میکردن

خودمم گریه میکردم

البته یک چشمی!

 

😳😉