منیژه رضوان – یک دفعه که می شنوی فلان هنرپیشه قدیمی دارد کنار خیابان دست فروشی می کند جگرت آتش می گیرد.وقتی که باخبر می شوی که فلان ورزشکار به بیماریی مبتلا شده و قدرت مالی اش چنان نیست که از عهده مخارج درمانی اش بربیاید پانکراسَت هم آتش می گیرد.

اما همین که مطلع می شوی با رسانه ای شدنِ مشکلات این افراد سه سوته و بعضا یک سوته به مشکلات انها رسیدگی میشود دیگر آپاندیس آدم هم آتش می گیرد و باید برود بخش مراقبت های ویژه خبری بستری شود.کار به آنجا میرسد که کودکی که بخاطر مشکلات درمانی اش به همراه مادرش به مجلس مراجعه میکند،همین که حمله ای تروریستی به مجلس صورت می گیرد و عکس طفل رسانه ای میشود دستور رسیدگی به مشکلات درمانی کودک نیز صادر میشود.که در صورتیکه نبود آن اتفاق تروریستی حالا حالاها مشکلش برطرف نمیشد.

به این ترتیب نتیجه میگیریم که اگر شما با صاحب خانه یا مستاجرتان مشکلات مالی پیدا کرده اید لزومی ندارد که به دادگاه مراجعه کنید بلکه یک توک پا به صدا و سیما که مراجعه کنید قضیه حل است.

همینطور اگر ورزشکار قابلی بوده اید و مدالهای رنگارنگ برای کشورتان کسب کرده اید و اکنون دارید کنار خیابان سیگار می فروشید کافیست یک عکس در حال سیگارفروشی بیندازید و در یک مجله یا روزنامه چاپش کنید شک نکنید که دفعتا به مربی گری تیم ملی رشته مذکور منصوب خواهید شد.حتی انقدر این روش جواب می دهد که ممکن است در صورت خالی نبودن کرسی مربی گریها در رشته مذکور مسوولین مجبور شوند که سمَت مربی گری در یک رشته ورزشی دیگر که اصلا در ان زمینه سررشته ندارید را به شما اعطا کنند تا نه تنها آبها از آسیاب رسانه ها بیفتد که اصلا کلا اسیاب رسانه ها از کار بیفتد!