چه خونوک!
منیژه رضوان- یک عکس در یکی از گروه های تلگرامی از ونیز ایتالیا منتشر شده بود که طبق همه عکسهایی که از این شهر منتشر میشود یک قایق کوچک در خیابانهای پر آب شهر در حال حرکت بودو مردی در ان با پارو ایستاده بود و داشت در طول خیابان قایق سواری میکرد.
از بچگی این شهر برای من خیلی اسرار آمیز بوده استاز همان دوران برای من سوالهای بیشماری پیش امده بود که برخی از انها همگام با افزایش سنم جواب داده شد و خیلی از انها هنوز به طور مرموزی بی پاسخ مانده اند.
مثلا اینکه چطور می شود اصلا یک شهر را در آب برپا کرد؟یا اینکه اول شهر را ساخته اند و بعد در ان آب ریخته اند؟!اصلا توی زیرزمینهایشان آب می رود یا نمی رود؟الان سقف خانه ما که با هربارشی نم میکشد این ونیزی ها کلا منازلشان نم نمی کشد؟روماتیسم خیلی میگیرند یا کم؟ چرا در خیابانهایشان ماهی پرورش نمی دهند؟کلا اگر کیفشان از دستشان بیفتد روی زمین... ببخشید!..اگر کیفشان از دست شان بیفتد توی آب چه کسی میرود برایشان کیفشان را بیاورد از زیر آب؟آمدیم و دزدی بانکی را در شهر ونیز زد چطور با اینهمه آب فرار کند؟اصلا اگر رزالی با سارافینا کار داشته باشه در خانه ش راکه باز کرد چطور باید برود پیش سارافینا؟حتما باید قایق سوار شود؟! چه خونوک!
قربان مشهد خودمان! هر وقت با همسایه مان اقدس خانوم کار داشته باشم راست در خانه را باز میکنم و می روم در خانه شان زنگ میزنم.هیچی بهتر از این نیست که زیر پای ادم زمین باشهد.آنهم زمین مشهد عزیزخودمان!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"