به زور مجبورم کردن که مریض ببینم
سه شنبه
سر ظهر بود و اوج گرما
لذا توی یک ساعت و نیم 4 تا مریض بیشتر نیومد
همه شونم مریضهای سبکی بودن
وقتی که ماشین دکتر رسید و از استرس مریض دیدن خلاص شدم نفس راحتی کشیدم
آخه بیمه مسولیت نیستم
اومدیم و یک شکم درد ساده که درمانش کردم چند روز دیگه چرخش بیضه از کار در اومد
خب در اون صورت باید نصف دیه کامل رو بدم نقدا و شخصا
جالب اینکه نه تنها مریضها فردا صبحش شاکی برنگشتن که یکیشون اومده بود میگفت میخوام خانم دکتر ببینه منو خانم دکتر نیست؟!
منشی که باهم دوست صمیمی هستیم کلی حندید که: نمردیم و دیدیم یکی سراغ خانم دکتر رو میگیره!
دیروز هم مجبورم کردن یک جا 2 ساعت کشیک واستم
همه چی خوب بود فقط یک دفترچه بیمه رنگ برگه هاش جدید بود
و برگه های قبلی مشخص نبود کجا تموم شده
نمیتونستم برگ داروخونه و پزشک و بیمار رو تشخیص بدم
خیلی ورق به ورق کردم
خیلی ورق ورق کردم
خیلی
داشت گندش بالا میومد که فکری به ذهنم رسید
آخرین برگه رو نگاه کردم زرد بود
و فهمیدم زرد برگه بیماره
قبلیش پزشک
و اولیش داروخونه
خلاص
8و نیم که شد نفس راحتی کشیدم گفتم کرکره رو پایین بدین دیگه مریض نیاد
اصلا کم مونده بود که سر کوچه رو ببندم که مریض نیاد!
خلاصه تا حالا 9 تا مریض دیدم
جمعا!