رازداری
به بچه ها گفتم:
بچه ها یکی هست که رفته یک زن دیگه گرفته
بچه ها گفتن کی؟!
گفتم نمی گم
گفتن کی؟!
گفتم نمی گم
گفتن کی؟!
گفتم نمی گم
گفتن کی؟!
گفتم نمی گم
گفتن کی؟!
گفتم نمی گم
گفتن کی؟!
گفتم نمی گم
گفتن کی؟!
گفتم نمی گم
گفتن بگو؟!
گفتم عمرا! من آبروی کسیو نمی برم
گفتن: اینجور آدمکهای هوس رون نباید سِمت داشته باشن توی ادارات فرهنگی
گفتم: آقای احمدی هوس رون نیست مساله چیز دیگه ای هست!
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۴/۳۱ ساعت 14:18 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"