آیینه ای به سمت توام، آفتابی ام

آبی ست آسمان تو من نیز آبی ام

 

تصویر آدمیتت افتاده در دلم

من نیز در حضور تو آدم حسابی ام

 

نازل نشد هدایتی از آسمان به من

شادست امت من از این بی کتابی ام

 

می خواهم انقلاب کنم بعد از انقلاب

با این حساب فکر کنم انقلابی ام

 

در پرتگاه حادثه شهر چادری

در نوشگاه صحبت دریا رکابی ام

 

در سایه سار بید جهان آرمیده است

من زیر سایه سار درخت گلابی ام