نویز
اصلا اهل مصاحبه و شعرخونی در تلویزیون نیستم
اصلا از این قرطی بازیا خوشم نمیاد که بیشتر هم برای پر کردن برنامه هاست تا احترام به شاعر و ش
عر و ادبیات
اما پریروز بنابه دلایلی یه شعرخونی داشتم که نمیدونم کی از صدا و سیما پخش میشه
اما نکته ش اونجا بود که وسط شعرخونی ضبط رو قطع کردن و دنبال یک نویزی میگشتن که مدام پارازیت میداد
آخرش میکروفن رو از شکمم فاصله دادم خوب شد
هیچکس هم نفهمید و آبروریزی نشد
همه ش شکمم ازم تقاضای خوراکی داره لعنتی!
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۴/۱۵ ساعت 9:13 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"