مثل کرمی که سالها در روده ای تاریک زندگی کرده و تنها موقعی به روشنایی دست می یابد که بمیرد و دفع شود احساس میکنم که هر روز به انتهای لومن روده پیرمرد تریاکی نزدیک و نزدیک تر میشوم.