۱۴روزی بود که تسویه حساب کرده بودم و منتظر شماره نظام پزشکیم بودم
امروز در حال توت خوردن از درختهای بوستان پشت حوزه هنری بودم
بعد وارد حوزه هنری که شدم روبه روی خانم کراماتی که قرار گرفتم داشتم از ملاقاتم با درختهای توت میگفتم همزمان گوشیم رو هم نگاه کردم
توی اعلانهای پیامکها دو پیامک جدید بود
یکی درباره نت بود
اون یکی اولش نوشته بود مدرک دکترای حرفه ای ... و بقیه ش رو تا پیامک رو باز نمیکردم قابل خوندن نبود
گوشیمو گرفتم توی دستم و به حرف زدنهام درباره ملاقات با درخت های توت ادامه دادم
یک آن حرفمو قطع کردم
و دوباره به ابتدای پیامکها نگاه کردم
باز اومدم کنار بذارمش و گفتم خلاصه...
باز مردد شدم
به اول پیامک اولی نگاه کردم
نوشته بود:
مدرک دکترای حرفه ای...
دستمو گذاشتم روی دهنم
پیامکو باز کردم و خوندمش و جیغ زدم
نوشته بود:
مدرک دکترای حرفهای پزشکی برای شماره نظام 175872 ثبت شد.
تا پیامکو بلند خوندم
بچه ها پاشدن بغلم کردن
به ساعت ارسال پیامک نگاه کردم
۸ دقیقه ای بود که دکتر شده بودم و خبر نداشتم!یعنی همون موقع در حال خوردن توت به درجه رفیع پزشکی مفتخر شده بودم یعنی مثل همیشه در حال خوردن بودم:-)
از اون ساعت تا الان به همه میگم الان یک ساعته دکترم
الان ۸ساعته که دکترم
و الان که این مطلبو مینویسم کمتر از ۱۲ ساعته که دکتر شدم !!;-)
ماجرای فارغ التحصیلی و دکتر شدن من با همه فرق داشت
برای همین برای خودمو بقیه دوستانم مساله ای علی حده بود
نه اینکه تنبل باشم یا مشروط شده باشم یا نکشم که پزشکی بخونم اتفاقا سابقه معدل ۱۹ داشتم توی این رشته، مساله نافرمانیهام بود از قوانین دانشگاه
کلا این مساله واقعه ای بزرگ در دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود که الان جاش نیست تعریف کنم!!!;-)