وقتی

 

 

وقتی که توی چشم تو غم غرق می شود

خود را به آب میزنم اما به خواب نه!

 

 

 

 

 

 

6/7/98

 

خب!

 

بالاخره

 

بالاخره

 

بالاخره

 

و حتی پایین خره!

 

 

 از پس فردا میرم طرح

جماعتی دست به دست هم دادن که من تسویه حساب کنم

سالها بدون اینکه مشکل آموزشی داشته باشم تسویه حساب نمی کردم

حتی بدهی مالی هم نداشتم

فقط نمی خواستم مدرک پزشکیمو بگیرم

اما بلاخره 3 ماه قبل تحت فشار و سماجت دوستان فارغ التحصیل شدم

و چند روز دیگه میرم طرح

هرچند که از طرح معافم

 

برام دعا کنین

پزشک اورژانس میشم

توی یک شهر خوش آب و هوا

 

به دوستام میگم من دیگه پولدار شدم

اونا هم می خندن

 

ولی یکی از دوستام حرف خوبی زد

گفت :

تو اگر ماهی صد میلیون هم که بگیری پولدار حساب نمیشی  هنوز

و ادامه داد که:

پولدار کسیه که پشتوانه مالی داشته باشه

نه کسی که حقوق زیاد میگیره!

 

نتیجه گرفتم سالها باید کار کنم که پولدار به حساب بیام!

 

التماس دعا!

 

 

دکی! موفق باشی عزیزم!

 

ممنونم از همه کسانی که مانع شدن که طی این سالها انصراف بدم

اون موقع داغ بودم

از پزشکی بدم میومد

خیلی نفرین کردم طی سالهای تحصیلم  اونایی رو که مانع انصرافم شدن و هی جلوی پام سنگ مینداختن

همه شون از پرسنل  دانشگاه علوم پزشکی بودن

وقتی معترض میشدم میگفتن بعدها دعامون میکنی

و

الان همون بعدها هست

از همه شون ممنونم!

 

موفق باشی دکی عزیزم! منیژه جونم!

دوستت دارم با استعدادِ لجبازِ خودآزار!

 

 

 

دکی

 

حتی مهندسا هم میگن دکتر مهندس ، نه مهندس دکتر!

یعنی خودشونم معتقدن که ... !

 

 

 

 

استیوژنز ایمپرفکتا بدتر هست یا قطع یک عضو؟!
از بچگی به این مساله فکر کردم

الان روی پاهای خودم راه میرم
اما قدم خیلی کوتاهه و دست و پامم کجن و موقع راه رفتن می لنگم
خلاصه طوریه که همه توی خیابون نگام میکنن
اونا که میخوان اخلاقی تر رفتار کنن وقتی رد شدن از کنارم از پشت سر نگام میکنن

همیشه به این فکر میکنم که اگر یک دست نداشتم و بجاش بقیه بدنم سالم بود بهتر نبود؟

یا اینکه یک چشم نداشتم؟

اصلا اگر بجای یک مرد ایمپرفکتایی ۲۴ساله یک مرد ۴۰ ساله سالم بودم چی؟ که سالهای جوونیم رو نداشته باشم و از ۴۰ سالگی زندگیمو ادامه بدم اما عوضش سالم باشم؟

یک مرد سالمی که در قرن ۵ بود چی؟که الان مرده باشم؟

در هرصورت الان یک مرد ۲۴ ساله ایمپرفکتایی هستم که همه توی خیابون نگام میکنن و عذاب میکشم

هرچند که هنرپیشه هارو هم همه نگاه میکنن و اونا هم راحت نیستن توی کوچه و خیابون و عذاب میکشن!

 

 

پووووول!

 

خوش خبری
داشتم تلاش میکردم که اولین شیفت پزشکی زندگیم رو در تاریخهای ۸ام و ۹ ام  کنسل کنم (از بس استرس دارم!) که بهم اطلاع دادن حقوقم زیاد شده
ولی نمیگم چقد!!

چقدر پول داشتن خوبه
از همین حالا خودمو توی یک استخر پر از پفک تجسم میکنم

 

😍

پول و مهربانی

 

چه حس جالبی بهم دست داده
از وقتی که میخوام برم طرح و پول در بیارم
خیابونا برام روشن شده
عشقم به اطرافیان زیاد شده
حس نوع دوستیم ارتقا پیدا کرده
و امشب برای اولین بار پشت میزم نشستم
همیشه راست میرفتم روی تخت میخوابیدم وقتی خونه میومدم!