تیز

مدادتراش و دیدن

دویدن و دویدن

پشت سر هم الان

مدادا صف کشیدن

 

مداد زرد و قرمز

مداد سبز و آبی

سبز مث خیار و

زرد مث گلابی

 

تراشیدم اونا رو

گنده بودن ریز شدن

خوش به حال مدادا

دوباره نوک تیز شدن

 

رضوان

شیر آب

از شیر آب می ریخت
در خواب من مربا
اصلا نبود آنجا
یک قطره آب حتی
 
هربار دست خود را
من زیر شیر بردم
یک عالمه مربا
از شیر آب خوردم
 
گفتم فقط مرباست
در شیرهای اینجا
کو آب تا بشویم
من دست و صورتم را؟

هدیه

روز تولد شده
تولد مامان جون
چه روز خوبی شده
داریم توو خونه مهمون
 
یه هدیه ای خریده
هرکسی واسه مامان
باباجونم یه ساعت
خاله جونم یه لیوان
 
دیروز توی مغازه
منم یه هدیه دیدم
نقاشی هدیه رو
واسه مامان کشیدم

ستاره

شبها خدا می کنه
ستاره ها رو روشن
یک ستاره مال تو
یک ستاره مال من
 
توو جنگل و بیابون
توو کوچه های باریک
ستاره یک چراغه
توو جاده های تاریک
 
خدای مهربونم
نمی کنه فراموش
روز که میشه می کنه
ستاره ها رو خاموش
 
 

تفاوت زن و مرد

تجربیات تایید نشده نشان میدهد که یک زن واقعی و حتی فراواقعی وقتی که عصبانی میشود دوست دارد که ماهیتابه را بر مکانی(کله ای) محکم و کروی و کچل فرود بیاورد که خوب صدای خالی بودن بدهد

 برعکس مردها دوست دارند وقتی که عصبانی هستند کف دستشان را بر کله محکم و کروی و ترجیحا پرمویشان بکوبند که هم تریپ عصبانیت را آمده باشند و هم کمتر دردشان بگیرد و هم اینکه صدای واضح خالی بودن تحت الشعاع انبوه مو که ضربه گیر و صدا خفه کن است محو شود.

 

 

زنها دوست دارند وقتی که خوشحال هستند بروند و یک عالمه لباس ارزان قیمت کنند و سرآخر یک لباس گران قیمت بخرند.

در حالیکه مردها دوست دارند وقتی که خوشحالند از تیررس زنان خوشحالشان مخفی بمانند که با خرید اجناس گران روز خوششان را تیره نکنند.

 

زنها دوست دارند که وقتی غمگینند توی یک دستمال سفید گریه کنند و حتی المقدور برای نشان دادن ساختگی نبودن گریه شان چند فین کوچولو هم در دستمال بکنند.

 اما مردها دوست دارند که وقتی که غمگینند تریپ فکر کردن به خود بگیرند که دورترین حالت از وضعیت گریه کردن است آخر مگر مرد گریه می کند؟

 

 

زنها دوست دارند وقتی که یک فیلم یک کم ترسناک دیده اند بگویند اوووه خدای من دیدی چقدر ترسناک بود؟از پیش من جم نخوری که تنها نمونم

 و مردها دوست دارند با دیدن یک فیلم خیلی ترسناک بگویند چه فیلم عاشقانه مزخرفی بود بذار من برم سرویس الان برمیگردم، تنها بمونی که نمی ترسی؟!

 

در این مواقع اگر پشت در دستشویی کمین کنید متوجه میشوید که اصلا صدای شیر آب نمی آید چرا؟ چون اصلا قصد مردها در این مواقع تنها گذاشتن همسر بوده و اثبات ترسیدن بانو و هیچ نیازی به سرویس بهداشتی نداشته اند.

 

در این مواقع از بانوان عزیز خواهشمندیم که آرامش خود را حفظ کنند و به کمک مانور ماهیتابه و منطقه کم مو به محض خروج همسرانشان از سرویس بهداشتی از وی استقبال کنند!

ستاره

آسمون قشنگم

چه رنگ خوبی داره

توو روز روشن ولی

ستاره ای نداره

 

شب که میشه می پوشه

لباسشو دوباره

چی داره رو لباسش؟

یه عالمه ستاره

 

رضوان

ستاره

آهای کلاغ سیاهه

برو بالا دوباره

از توی آسمون زود

برام بیار ستاره

 

ستاره رو آهسته

میذارمش توو شیشه

با نور اون ستاره

خونه چه روشن میشه

 

رضوان

بانک

رضوان:

به ما یک وام و صدتا دام میدن

سلام و صحبت و اکرام میدن

تو آقازاده هستی فرق داری

چقد میخوای؟ همونقد وام میدن

 

نه میشه یک عدد همسر بگیری

نه میشه آقابالاسر بگیری

با وام ازدواج بانک میشه

فقط یک روز دوس دختر بگیری

 

فدای دزدیای بی حواست

رقمهاش بیشتر هس از کلاست

نمی تونه بخونه اونو قاضی

عزیز من توو حلقم اختلاست

 

جمال پولدارا جیم نداره

حروم خوردن اصن تعلیم نداره

چه شیرینه عزیزم سود بانکی

"مربا"یه ولیکن میم نداره

 

تو عابربانک نوتاسیس هستی

توو حرف و عشوه پرتلبیس هستی

تشکر می کنی از ما اگرچه

همیشه خارج از سرویس هستی

 

شب و صبح و سحرها باز هستن

توو راه پول دست انداز هستن

یه عده توی این بانکا نشستن

"بگیر از ما" "به خودپرداز" هستن

 

نشسته گربه جای اقتصادی

نداره یک حیای اقتصادی

در دیزی بانکا بازه بازه

برای مفسدای اقتصادی

ایران

با کودکانت

با دانه هایت

در باغ شادی

پروانه هایت

 

شرم زنان و

نمناکی دشت

دامانی از گل

در پاکی دشت

 

جنگل به جنگل

سرسبز و انبوه

مردان مردت

محکم تر از کوه

 

خوب و صبورند

مردان پیرت

گسترده و گرم

مثل کویرت

 

دنیا شده پر

از دشمن و دوست

ایران خوبم

دارم ترا دوست

 

#نوجوان 

#منیژه_رضوان

سرمایه

 

 

 

گرونی آی گرونی آی گرونی

تا کی میخوای توو شهر ما بمونی؟

 

میشه همین امروز از اینجا بری؟

قول بده امروز نشه، فردا بری

 

تا کی میخوای گرون کنی دلارو؟

بالا از این تر! بکشی پولارو؟

 

به ما چه خب طلا اگر گرونه

مشکل ما مشکل آب و نونه

 

طلا اگر گرونه خب طلایه

این وسط آب و نون ما کجایه؟

 

بعضی میگن گرونیا حبابه

مگر که دولت سوزنش خرابه؟

 

این چیزا واس ما فک نکن جوابه

اینقد نگو حبابه و حبابه

 

ما توی خشکی همه مون راهی ایم

حباب توو آبه مگه ما ماهی ایم

 

زمین اگر گرونه خب زمینه

خونه اگر گرونه خب همینه

 

ماشین اگر گرونه خب یه چیزی

بپا روو صندلیش چیزی نریزی

 

دل تموم بچه دارا خونه

خب این وسط پوشک چرا گرونه!؟

 

لابد که پوشک حبابش جدیده

می گن که پوشک طلای سفیده

 

بچه اگر فکر کم و بیش کنه

دلش میاد توو پوشکش جیش کنه؟

 

چه گرمه پوشک چرا سردش کنه؟

طلا سفیده چرا زردش کنه؟

 

سرمایه ما چیه ؟ ای وروجک؟

طلا، ماشین، خونه و ارز و پوشک

جیب

 

هر دست به سمت فقر جیبی دارد

هر جیب پری حس عجیبی دارد

هر فاحشه ای که تن به پستی داده

در عمق دلش زن نجیبی دارد

 

 

ایران

 

هر کجای این جهان

هرکسی ایرانی است

عشق او با کشورش

قصه ای طولانی است

 

توی کشورهای دور

حس غربت می کنی

توی غربت با خودت

گاه صحبت می کنی

 

فکر ایران بزرگ

در سرت در می زند

عشق ایران در دلت

روز و شب پر می زند

 

پس به سمت کشورت

فکر خود را باز کن

رو به سمت کشورت

با دلت پرواز کن

 

توی ایران مرزها

با وطن طولانی اند

نیستی آنجا غریب

چون همه ایرانی اند

 

#منیژیوم

#نوجوان 

#ایران

9/6/97

 

ایرونی رو اگه بادش بکنی پف می کنه

با همین پف چقدَر پیف پاف و اف اف میکنه

 

ایرونی وقتی می گه نوکرتم ، غلامتم

هول نکن دختر بابا! داره تارف می کنه

 

همی آدم که یه سوته زنشو طلاق می ده

چرا اینقد توو عروسیا تکلف می کنه

 

وقتی ایرونی میگه:عجب گهی خوردم من

داره اینجوریا اظهار تاسف می کنه

 

اگه پاش بیفته چشم همه رو طاق می کنه

گرچه پیش پاهاشون کفش شونو جف می کنه

 

اگه پیش پاهای چراغ قرمز نکنه

واسه دیدن تصادف که توقف می کنه

 

ایرونی بره توو عمق جنگلام گم نمی شه

چونکه رابه را همش روی زمین تف می کنه

 

حرف حق گرونه خیلی، لاجرم یه ایرونی

گوش به طنزای رکیک و حرفای مف می کنه

 

#منیژیوم 

 

 

#طنز

ایران

با ایراد قافیه

 

ایران ما یه گربه س

پشت سرش قلمبه س

 

گوش داره پیشی ما

دم داره و دست و پا

 

پشت پیشی یه بمبه

بمبش کنار دمبه

 

به دشمنا نمی دیم

 

نه از سرش نه گوشاش

نه دستاشو نه از پاش

 

نه از شکم نه دمبش

دس نزنی به بمبش!

 

 

#خردسال

#ایران

کتاب

پر شورتر از زندگی

پر نورتر از آفتاب
در صفحه های روشنش
دارد چراغی هر کتاب
 
او غنچه های فکر را
در من شکوفا می کند
درهای باغ نور را
سمت دلم وا می کند
 
وقتی کتابی رو به تو
لبریزِ خواندن می شود
آن را ببند و باز کن
خاموش و روشن می شود
 
#نوجوان
#منیژه_رضوان 
#کتاب

شکر

 

خیابان در زمستان

پر از برف و تگرگ است

نه روی ساقه ها گل

نه روی شاخه برگ است

 

پر از سوز است و سرما

همین برفی که نرم است

خداوندا ترا شکر 

که توی خانه گرم است

 

#منیژه_رضوان

ایران

 

کوه و دشت و دریا

شهر و رود و صحرا

 

مشهد، تهران، جهرم

سیب و پسته، گندم

 

شیر و ببر و بره

میخ و چکش، اره

 

درس و کار و ایمان

ایران، ایران،ایران

 

#منیژیوم 

#کودک

مادر

 

با عصا راه می رود حالا

مادرم طفلکی چه پیر شده

رفته بیرون کمی قدم بزند

رفته و برنگشته، دیر شده

 

مادرم چلچراغ غمگینی ست

غم او رو به سوی خاموشی ست

برده از یاد غصه هایش را

او که درگیر با فراموشی ست

 

استخوان درایت مادر

توی چنگال غصه پوک شده

جامه خوش تراش قامت او

با گذشت زمان چروک شده

 

چشم او خیره می شود گاهی

به مکانی که کاملا خالی ست

اوج سرگرمی دو انگشتش

حرکت روی غنچه قالی ست

 

می خورد هرچه را که بگذارم

جلویش بس که حس او بی بوست

گاز کم کار آشپزخانه

تشنه عطر قرمه سبزی اوست

 

می توانم که دیر برگردم

می توانم رکیک باشم و بد

می توانم غلیظ رژ بزنم

او که آنقدرها نمی بیند

 

مادرم دست دست محتاج است

مادرم گوش گوش سنگین است

بی توالت فرنگی زردش

گوشه این اتاق غمگین است

 

مادر من نه جرات مردن

نه تمایل به زندگی دارد

زندگی توی سن مادر من

به دو تا قرص بستگی دارد

 

پله ها یک مسیر بن بست است

پله ها جای رفت و آمد نیست

دست او را به زور می گیرم

دست این زن تمیز شاید نیست

 

مادر من دو چشم روشن داشت

زن مغرور قصه هایم کیست؟

مادرم بی نیاز و مطلق بود

این زن پیر مادر من نیست

 

#منیژیوم 

#چارپاره

کار

یه جا که خواستم شعر بخونم گفتم یک کار میخونم

آقای مرصعی گفت نگین کار بگین شعر

آقای ساعی توضیح دادن به آقای مرصعی که کار البته به معنی عشق هم هست

آقای مرصعی خندید گفت نه نه بابا خانوم رضوان اصلا توی این کارها نیست!

بعد همه خندیدن

 

#خاطره

#منیژیوم

جای خدا

اگر جای خدا بودم همه رو در شرایط کاملا یکسان امتحان می کردم

یعنی یکبار جای هیتلر

یکبار جای شیطان

یکبار جای پاپ

یکبار جای امام خمینی

یکبار جای مریم

 

و فقط همون فرد مورد آزمایشم بود و بقیه آدمها در زندگیش فقط بازیگر باید می بودن و بروز نمیدادن که ....

 

درست مثل الان که هیچکس بروز نمیده که طفیلی زندگی ماست آخه باید همه چی طبیعی به نظر بیاد!

 

#منیژیوم 

#خدا

غربزدگی

آخه غرب زده هامون هم غرب زده #واقعی نیستن

فقط قسمتهایی که به نفعشون هست رو از غرب کپی برداری می کنن و قسمتهای سختش رو رها میکنن!

 

#غرب_زدگی

#منیژیوم