کار
یه جا که خواستم شعر بخونم گفتم یک کار میخونم
آقای مرصعی گفت نگین کار بگین شعر
آقای ساعی توضیح دادن به آقای مرصعی که کار البته به معنی عشق هم هست
آقای مرصعی خندید گفت نه نه بابا خانوم رضوان اصلا توی این کارها نیست!
بعد همه خندیدن
#خاطره
#منیژیوم
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۶/۰۲ ساعت 18:8 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"