خیلی توپن سروداش👌
نوستالژی
برو دنبال کارت!
البته محقق شدن این آرزو مستلزم اینه که :
یک بنز بخرم
یک نیسان بزنه بهم
اونقدر پول دار باشم که به راننده نیسان بگم خیالی نیست برو پی کارت
و از همه مهم تر اینکه بتونم بالاخره گواهیناممو بگیرم!هنوز که نتونستم!
14/11/97
ضمن عرض تبریک به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی و عرض تودهنی به ضد انقلابها
عرض کنم که اگر انقلاب هیچی برای ما نداشت همین سرودهای قشنگ قشنگی که برای دهه فجر و پیروزی انقلاب ساخته شده و در ایام الله دهه فجر در جای جای شهر و کشورمون پخش میشن و دلامون با شنیدنشون به وجد میان و جلا میگیرن همه مشکلات و تحریمها و اختلاسها رو می شوره می بره!
والا!
شهییید شهیییید شهیییید
راه تو افتخار، نام تو ماندگار
ای غمت جاودان، عزتت پایدار
مرگ سرخت خروش روزگار
ای غمت در دل عاشقان
خون تو در جهان می کند گلفشان
هر بهار هر بهار
الی آخر...
برادران سپاهی
دیروز به همراه جمعی از دوستان اداره ارشاد و حوزه هنری و سپاه رفتیم یک همایش شعر به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب
البته من اولش نمیدونستم برادرهای مذکور سپاهی هستن و بعد فهمیدم
ولی خب با تمام حساسیتی که به سپاهی ها داشتم و ازشون خوشم نمیومد خیلی خوب و مهربون بودن
کلی هم نمک داشتن و تقریبا از ساعت 1 شب به بعد هم مثل ما اصلاح طلبها شوخیهاشون خط قرمزی شد
کلا من نمیدونم این اصولگراها چرا خطشون رو از ما جدا کردن مثل خودمونن که
فقط بخاطر یک سانت ریش بلندتر نسبت به اصلاح طلبها که نباس آدم اعلام استقلال کنه و ساز جدایی بزنه!
در خدمت
یه بار که توی یک همایش شعری یک خانم مجری بود
آقای فلان رو که خواست برای روی سن رفتن و شعرخونی صدا بزنه بجای اینکه بگه در خدمت آقای فلانیم گفت:
و حالا در اختیار آقای فلان هستیم!!
عذرا رشیدنژاد
یکی از دخترامون -عذرا رشیدنژاد- خیلی مومن هست و اگر کسی اسم کوچیکشو صدا بزنه خیلی ناراحت میشه
البته نه خیلی زیاد
و به قدر کافی شیطون هم هست و بامزه
هیچی دیگه
توی جلسه شعر بودیم
یکی از آقایون که خیلی هم جوون هست و دم به ساعت هم عاشق میشه و همه ش دنبال زن می گرده استثنا مجری شده بود اون روز چون استاد نیومده بود
نوبت به خانم رشیدنژاد که رسید گفت:
خب در خدمت خانم عذرا نژاد هستیم
ما پوکیدیم از خنده!
یه الف بچه
با خانم ایکس و آقای دبلیو که از من کوچیکتره و خیلی شیربرنجه و اصولگرا هس - اونقد که من بهش میگم پسرم - توی ماشین خانم ایکس بودیم
خانم ایکس از ماشین پیاده شد که علی رغم سرد بودن هوا بره برامون بستنی غدیر و قادر بخره
تا خانم ایکس پیاده شد و در رو بست آقای دبلیو خیلی جدی گفت :
الان باید یا در رو باز کنیم یا شیشه ها رو پایین بدیم وگرنه نفر سوم شیطونه
من با بی میلی همینطور که بیرون رو نگاه می کردم گفتم:
ای بابا!
گفت: اعتقاد ندارین؟!
گفتم:نه!
و توی دلم گفتم:
همین مونده که بخاطر تو! -یه الف بچه - شیشه ها رو پایین بدم سرما بخورم!
دانشکده بهداشت
شده برین توی سرویس بهداشتی دانشکده تون بعد که کار به انجام رسید دستتون رو که خیلی استریل با مایع دستشویی و آب شستین برای اطمینان از روند تکمیل نظافت از خشک کن برقی استفاده کنین و بعد که دستتون رو زیر خشک کن گرفتین یک جیغ کشدارِ مسخره از دستگاه بشنوین و بجای خروج هوای گرم یک مشت مایع دستشویی سبز غلیظ کشدار مجددا بریزه کف دستای تمیزتون؟!
من شده!
11/11/97
1.دفتر
2.وبلاگ
3.جیمیل
4.فلش
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"