برج سپید
📘🖌
یکبارم رفته بودیم برج سپید مشهد یک کلاس بازآموزی پزشکی داشتیم به خرج یکی از شرکتهای دارویی به انضمام پذیرایی مفصل بعد از ۳ ساعت کلاس و بعد از پذیرایی ۳ ساعت مجددا کلاس و بعد ناهار خییلییی مفصل
منم که همیشه سعی میکنم فقط بازآموزیهایی رو شرکت کنم که ناهار داشته باشه
این کلاس هم ناهاری داشت ناهااااار
خورشت حداقل ۷ مدل برنج انواع مختلف کباب جوجه یک سری غذاها که اسمشون رو نمیدونستم و ..
انواع دسر
انواع ژله در طعم و رنگهای مختلف
و
انواع نوشابه
وقتی میگم انواع منظورم دو سه چار مدل نیست منظورم ۱۰ تا۱۲ مدله بلکه بیشتر
آقا منم رفتم تنهایی اون میز آخر نشستم و تا میتونستم از همه مدلها کمی برداشتم که کار سختی بود و چون نمیتونم بدون مامانم چیزی بخورم با نهایت پنهون کاری جوری که پزشکا نبینن برای مامانم هم حتی المقدور چند مدل خوراکی بردم خونه
آقا خونه که رسیدم خوراکیها رو که رووو کردم مامانم گفت اینا میخوان به شماها چیز یاد بدن یا شکمتون رو سیر کنن؟
بعد پرسید
حالا خرجش با کی بود؟
اینجا بود که فهمیدم که ای دل غافل من اصلا نفهمیدم چه شرکت یا برند دارویی تدارک این همه بریز و بپاش رو دیده بود
بدتر اینکه از کلاس هم الان چیزی یادم نمونده
فقط تنها چیزهایی که یادم مونده نوشابه هست کارامل هست پاچین هست و...
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"