📘🖌

سالها قبل، که موعد اجاره خونه ما تموم شده بود و صابخونه میخواست اجاره رو سرسام آور ببره بالا ، مامانم همینطور که دنبال خونه اجاره ای میگشت و خونه ای رو که به پول ما بخوره پیدا نمی کرد و با پاهای تاول زده از شدت راه رفتن و پول ِ تاکسی ندادن برمیگشت خونه نفرت من از مومنین رو زیادتر میکرد

چون گهگاه خونه ای مناسب پول ما پیدا میشد
حتی با قیمت پایین تر از معمول
اما صابخونه تا میفهمید دختر مامانم یعنی من چادری نیست میگفت ما به بی چادرها خونه نمیدیم و یکدفعه شادی بی حد و حصر ما ناشی از پیدا شدن سقفی بر بالای سر رو به باد می داد و دیگه جای بحث نمیگذاشت حتی اگر تو قصد میکردی که چادری بشی

حتی کار نداشت به اینکه اگرچه که من بی چادر بودم اما نه کرِم میزدم نه موهام معلوم میشد نه مانتو و لباس شکیلی داشتم
فوقش مانتویی بلند و فرسوده داشتم مال ۱۰ سال قبل

خلاصه
از اون موقع فهمیدم کمک به دیگران به شرط پوشیدن چادر، مومن بودن، شیعه بودن، هم خوابگی، صلوات فرستادن،طلب پول و خلاصه انجام هرکاری دروغی بیش نیست

یا آدم بی قید و شرط کمک میکنه یا بی خیال کمک کردن میشه
کمک کردن و در قبالش توقع داشتن کمک نیست
یک مبادله دو جانبه هست که با انفاقِ یک جانبه کلی توفیر داره

با این حساب هیچکدوم از خوراکیای صلواتیی که تا حالا خوردیم رایگان نبودن!

#منیژه_رضوان

🍃
🌺🍃