یک شعر از دوران اوایل شاعری
اسم من قند، شهرتم نمک است
پدرم حیله مادرم کلک است
و جهازم دو بالش و یک تخت
ده عدد آفتابه، یک الک است
گفته مادربزرگ جای تو و
دوستت آن کچل پسر درک است
از هنرها هم آنچه من بلدم
غیبت و رقص و گریه و بزک است
آی! هرکس که عاشق من هست!
قلب تو تا ابد پر از ترک است
هرکه هم دکتر و مهندس هست
خانه مان جنب کوچه ونک است
#ایوا
+ نوشته شده در ۱۳۹۷/۰۱/۳۱ ساعت 8:46 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"