منیژه رضوان – یکی از معضلات مردم در فصل بهار و بخصوص ما مشهدی ها تغییر ناگهانی آب و هواست. یعنی در شرایطی که روز قبل خودت را در خیابان باد می زدی و غر می زدی که: << ای بابا! هنوز بهار نشده تابستون از راه رسید>> روز بعد باید حسابی در منزل از سرما بلرزی و غر بزنی که :<< زمستون ول کن نیست ها! خب دل بکن برو دیگه چقدر خونوکی تو>>

این در حالی ست که کلیه لباس های گرمت را صاف و مرتب جمع کرده ای و هیچ گونه دسترسی عاقلانه ای به آنها نداری.در حقیقت دلت نمی آید باز دوباره آنها را از گنجه و کارتونها بیرون بکشی. از آن طرف بخاری ها هم جمع شده است. البته بعضی ها هم هستند که شوفاژ و پکیج دارند اما اینها هم نمی تواند تغییرات آب و هوایی مشهد را پوشش دهد و از غافلگیر شدن همشهریان جلوگیری کند.

بنابر فرض صبح با یک لباس تابستانی می روی سر کار و شب با یک هوای سرد برفی و خیلی شانس بیاوری بارانی روبه رو می شوی. یا صبح با چتر می روی سر کار و ظهر که به خانه برمی گردی باید هی چترت را از دید انظار قایم کنی که چرا در این هوای آفتابی چتر دستت است.

یا اینکه با دوستان برنامه ریزی کرده ای که در یک هوای بهاری به یکی از ییلاقات اطراف مشهد بروید که در صبح روز حرکت با یک هوای غمبار سیبریایی (صفت نسبی من در آوردی از سیبری) روبه رو می شوید که به جهت ریزش باران و خطر آب گرفتگی جاده ها کلی برنامه تان تغییر می کند.

اینست که حقیر معتقدم هر ایستگاه یا کارشناس هواشناسی که بتواند  چندین بار هوای دو سه ساعت بعد مشهد را در فصل بهار درست حدس بزند باید به عنوان یک اثر ملی به ثبت برسد یا در گینس نامش ثبت شود و دکترای مشهد شناسی افتخاری به وی اعطا گردد.همین!