منیژه رضوان –تحمل خبری مردم به چگونگی بیان آن خبر بستگی دارد. از قدیم الایام گفته اند که خبر را باید خرد خرد یا به قول بعضی ها همچین نمه نمه به خورد شنونده داد. چه خبر خوب، چه خبر بد و بخصوص چه یک خبر لاکچری مثل آمدن خواستگار هُل برای یک دختر خانوم گُل یا بله گفتن یک عروس سر سخت به یک جوان بدبخت!

بخاطر همین است که مردم از خبر اینکه <<در تعطیلات هر 45 دقیقه یک نفر در جاده های کشور به جهت تصادف فوت می کند>> چندان هول نمی کنند. شما با یک حساب سرانگشتی متوجه خواهید شد که در طول روز دست به فرمان ما ایرانی ها چند فروند تلفات دارد.اما اگر نصف همین تعداد فوتی یکجا در یک حادثه اتوبوس از دست بروند و بخصوص اگر آن حادثه زمینی نباشد مثلا در سوانح هوایی ، دریایی و فضایی آه از نهاد همه در می آید.اینست که می گویم شما باید ضربه خبر را یواش یواش به طرف وارد کنید نه یهویی.

همچنین است که خبر فوت یک نفر به بازماندگانش را می توان به راحتی با سوزن رفتن در انگشت سبابه اش شروع کرد و تا مرحله له شدنش زیر یک تریلی به پایان رساند.ایضا جریان خواستگار آمدن برای یک دختر دم بخت را می توان با آمدن یک خریدار سمج برای منزل آغازید و سپس ذره ذره به مبحث اصلی ورود پیدا کرد.در همین راستا بله گفتن دختر خانوم گل را می توان با رو برگردان دختر، سپس نه گفتن، بعد فعلا زوده گفتن دختر،،سرفه کردن، سپس لبخند زدن و گفتن حالا ببینیم چی میشه و امثالهم شروع کرد و ادامه داد و طوری که آقا پسر پس نیفتد بله گفتن دختر را به گوشش رساند.البته باید حایل آقا داماد شد که اگر فینت کرد سرش به سنگی چیزی نخورَد و از تصمیمش صرف نظر نکند!