کسی بود که حتی پیش از تولد هنگامی که زنان مکه بخاطر ازدواجش با یتیم ابوطالب با او قطع رابطه کرده بودند با مادر باردار خود سخن می گفت و او را دلداری می داد.

کسی که برای کمک به وضع حمل مادرش چهار نور بهشتی را به پیشگاهش فراخواندند تا دستهایی برای اولین بار به عصمت آفرینش برخورد می کنند بوی دنیایی و گناه نداشته باشند.

کسی که شیرخوارگی، به غذا آمدن ،راه رفتن و به حرف آمدنش در شعب ابوطالبی بود که نه آب و غذای درستی در آن یافت می شد و نه صدایی جز ناله های گرسنگان و بادهای سوزان که بر شنهای داغش   می وزیدند شنیده می شد.

کسی که در نبود عبدالله و عبدالمطلب و ابوطالب و حضرت خدیجه علیها سلام تنها دلگرمی پیغمبر در سالهای فشار و تنگی و بی مهری بود.

کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به محض ورود او به خانه از جا برمی خواستند و او را مورد تکریم قرار می دادند و او را برجای خود می نشاندند چندان که هربار عایشه از پیامبر می پرسید چه کسی را از همه بیشتر دوست دارید؟ پیامبر(ص) می فرمودد: از میان زنان فاطمه (س)و از میان مردان علی (ع) را. و بارها فرموده بودند که محبوبترین اشخاص برای من فاطمه و عزیزترینشان علی ست و چرا چنین نباشد در حالیکه دختر شرم داشت پدر را با نامی جز رسول خدا صدا بزند.

کسی که برای ازدواج او منتظر وحی الهی بودند و هر وصلتی درباره او منوط بود به اذن الهی. کسی که با 16 قلم از ساده ترین وسایل زندگی به خانه بخت الهی رفت و فرزندانش را در خانه ای ساده در مجاورت مسجد النبی به دنیا آورد.

کسی که بعد از رحلت پیامبر خدا که دیگر کسی برلب او خنده ندید تا اینکه در چنین ایامی با فاصله زمانی اندکی بعد از پدر که حداکثر بیشتر از 6 ماه نبود به سوی پدر شتافت.چراکه نه؟ مگر فاطمه پاره تن رسول خدا نبود؟چه کسی پاره ای از تنش را در این جهان جا می گذارد و به سوی خدا میشتابد؟!