منیژه رضوان- یکی از مسایل مهم مهرماه مساله تطبیق دانشجویان جدید الورود با دانشگاه است.

حالا بر عکس دوران دبیرستان همکلاسی ات ممکن است دو تا بچه داشته باشد یا ممکن است ده سال از تو بزرگتر باشد.اینست که در بدو ورود به محیط دانشگاه ترمک ها معمولا ته دلشان هی خالی میشود.خالی از آن جهت که اصطلاحات و تیکه های جدید دانشگاهی را می شنوند و از آنها سر در نمی آورند و گاها باعث خنده و تفریح دیگران می شوند.اما یک دلگرمی دیگر هم هست و آن هم سال بالایی هایی هستند که هوای آدم را دارند و خم و چم دانشگاه را خوب بلدند و می دانند هر حرف و حرکت استاد و سایر دانشجویان چه معنایی دارد.

بعضا لبخند یک استاد معنای بسیار بدی معادل با افتادن حتمی دانشجو در ترم جاری را دارد و برعکس اخم یک دانشجوی جنس مخالف به معنای جواب مثبت برای ازدواج است.حالا این شرایط برای دانشجویان غیر بومی وخیم تر است.زندگی در یک اتاق چند نفره با دانشجویانی با علایق و سلایق مختلف و عادات عجیب و غریب که حتی اعضای خانواده شان هم با آن عادات کنار نمی آیند گاه آنقدر سخت میشود که بعضی از دانشجویان حساس تر را به انصراف ترغیب میکند.

اما دست نگه دارید!بگذارید چند ماهی و یا یک سالی بگذرد.بگذارید زمان فارغ التحصیلی برسد.آن وقت برای همان هم اتاقی بدخوابِ خُرخُرو و غُرغُرو که نمی گذاشت یک لحظه خواب راحت داشته باشید گریه میکنید و حاضر نیستید از او جدا شوید.

ترمکی ها!کمی دیگر دندان روی جگر بگذارید.روزهای خوب در پیش است!