بهشت من
اگر قرار باشه سنی که آدم توی بهشت هست قابل انتخاب کردن باشه فک کنم همه جوونی یا دوران نامزدی رو انتخاب کنن
اما من بچگی رو انتخاب میکنم با یک بابا و مامان که دعوا نکنن
با هم بریم بیرون شهر کنار نهر حصیر پهن کنیم چایی و هندوونه بخوریم با یک عالم قوم و خویش
که منم با بچه هاشون بازی کنم
هی این صحنه رو تکرار میکنم هی تکرار میکنم توی بهشت
بعد هم بدو بیام کنار بابام بشینم و مامانم برام هندوونه قاچ کنه هی هندوونه بخورم هی هندوونه بخورم دسشوییم هم نگیره
فقط همین
#ایوا
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۷/۳۰ ساعت 8:32 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"