یکی از روابط دوستانه که گریزی از ان نیست؛سنت حسنه امانت دادن وسیله ای یا مبلغی به دیگران است.

البته به انجام این عمل اگرچه در همه فرهنگها و مذاهب موکدا سفارش شده است اما پیامدهای بعدیی که از اقدام به این عمل به فاعل برمیگردد در اغلب موارد فرد قرض دهنده را از عملش پشیمان میکند.

خب برادر من!خواهر من!چرا اینقدر نسبت به بازپس دادن امانتی،بی اهمیت هستی که فراموشش می کنی؟مضاف بر اینکه فرد قارض( اسم فاعلِ من در آوردی ِ قرض دهنده !)را هم از ارتکاب مجدد این عمل منصرف میکنید.متاسفانه به جهت بدقولی های متعدد در بازپس دادن امانتی ها بخصوص امانتی هایی که ارزش مادی چندانی ندارند این سنت حسنه دارد به یکی از رفتارهای مخاطره آمیز تبدیل میشود و واژه امانت چیزی مترادف با اهدا تغییر معنا داده.به گونه ای که فردی که می خواهد کتابی، قابلمه ای یا خودکاری را به کسی بدهد باید قیدش را بزند و به بازگشت مورد امانتی امیدی نداشته باشد.یا آنقدر پیله امانت گیرنده بشود و هی تذکر بدهد که شاید تذکراتش مثمر ثمر باشد و وسیله یا مبلغ امانت داده شده مسترد شود.خب! حقیقتش به خجالتش نمی ارزد که ادم ده تومان به دوستش قرض بدهد و بعد هی به طرف یادآوری بکند.

و انگار اصلا طبق یک قرار نانوشته پس ندادن ده ملیون تومان جرم است و خیانت در دوستی اما پس ندادن ده هزار تومان اصلا مساله مهمی نیست.فکر میکنم بهترین راهکار اینست که هر 6 ماه یکبار دوستان با هم تسویه حساب کنند و مثلا بگویند شما چیزی دست من نداری؟و یکدیگر را مجبور کنند که این امانتهای خورده ریزه را بهم یادآوری کنند.

الان من با چه رویی به دوستم یادآوری کنم که 7 تومنی رو که از من گرفتی پس بده؟!