ایام بازگشایی مدارس هر کدام از ما را یاد یکی از مقاطع تحصیلی مان می اندازد.یکی خاطراتش بیشتر معطوف می شود به دوران دبیرستان،دیگری به دوران راهنمایی و آن یکی به دبستان.

هرکسی هم خاطره اش بیشتر حول یکی از معلم ها یا دبیرانش می چرخد.یکی به جهت فرار از کلاس ریاضی خاطراتش بیشتر از این کلاس است و دیگری بخاطر ضعیف بودنش در عربی بیشتر خاطراتش به کلاس عربی اش بر میگردد.

یادم است که به جهت دست به قلم بودنم عادتم بود که بهترین نمره انشای کلاس مال من باشد.این است که گاهی برای حفظ این رتبه به هر آب و آتشی میزدم.

یکی از این خاطرات برمیگردد به سال اول دبیرستانم که تازه در یک کتاب ادبی با کلمه تعمیم آشنا شده بودم و مصر بودم که از ان در انشایم استفاده کنم.خلاصه چند بار از این کلمه در انشایم به بهانه های مختلف  استفاده کردم و چند کلمه قلمبه دیگر هم در انشایم به کار بردم.اما به طور ویژه روی کلمه تعمیم خیلی مانور دادم.به طوری که حداقل 5 بار از این کلمه خوش تراش در انشایم استفاده کردم.با وجود معلم سخت گیری که داشتم همیشه نمره انشایم  18 می شد یعنی بالاترین نمره کلاس.هیچ کس بخاطر نداشت انشای کسی در آن دبیرستان بیشتر از 18 شده باشد و بنده با استفاده از کلمات قلمبه سلمبه می خواستم رکورد بزنم.

هیچی دیگر!نمره انشایم در آن نوبت18 که نشد، 17 که نشد بماند؛ 16 هم نشد.آنجا بود که فهمیدم یک روش خاص نمره گیری از سایر دبیرانِ ادبیات را نمی شود به همه دبیرها تعمیم داد!