سینمای ده بعدی
بخصوص هنوز که در حوالی روز سینما هستیم باید عرض کنم که مگر نه اینست که اکثریت ما از همان کودکی با شخصیتهای کارتونی همزاد پنداری می کنیم؟
چندبار تا حالا با پینوکیو از دست روباه مکار و گربه نره سرتان کلاه رفته باشد خوبست؟با الیورتوییست خود شما بارها در پرورشگاه تنبیه شده اید و سوپ آبکی خورده اید.حتی با هنرپیشه فیلم پاپیلون از شدت گرسنگی بارها و بارها سوسک خورده اید متوجه اید؟سوسک!سوسک!سوسک!خود من حداقل بیست بار تا حالا با شهرزاد و فرهاد در کافه نشسته ام و گریسته ام.از شما چه پنهان اصلا در خیلی از صحنه ها شهرزاد را هم از فیلم حذف کرده ام و خودم تک به تک با فرهاد دور از چشم خانوم ترانه علی دوستی سر یک میز چای خورده ام.
خلاصه از همان موقع که مردم با دیدن قطاری که روی پرده سینما به سمت شان می امد از سالن در می رفتند تا الان که در همین مشهد خودمان سالن های نمایش متعدد فیلم داریم و ایضا یکی از پیشرفته ترین پردیس های سینمایی خاورمیانه را،سینما فراز و فرودهای زیادی را پشت سر گذاشته.اخیرا هم شنیده ایم که در مشهد سینمای پنج بعدی راه اندازی شده که صندلی تماشاگر مطابق با نمایش فیلم ویبره میرود و می چرخد و رویتان آب پاشی میشود و کلا عینهو سر صحنه است شرایط بیننده.
دور نیست که سینمای ده بعدی هم به بازار بیاید.به این معنا که یک دفعه می آیند به منزلتان و خبر میدهند که فلانی در سینما سر صحنه نمایش فیلمی جنگی با اصابت یک ترکش فوت کرد.
پیشرفت در صنعت سینما یعنی این!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"