تبلیغاررررت
بیلبوردهای زیادی در سطح شهر وجود دارند.پلاکاردها و پارچه نوشته های متعدد.اما چند درصد انها به تبلیغات و یا بهتر بگویم به توصیه های اخلاقی یا افزایش اطلاعات عمومی،علمی ، فرهنگی اختصاص داده شده اند؟
آیا تبلیغ یک وسیله گرمایشی با برند خاص درآمد زاست و تبلیغ یک نکته اخلاقی بی فایده است؟
به راستی چند نفر از ما قادرند چند بیت از شاه نامه را من باب افتخار برای یک توریست بخوانند و مدعی شوند حکیم توس از افتخارات ما خراسانی ها و بلکه ایران و جهان است؟البته بجز بیت: << بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی>> و <<میازار موری که دانه کش است/که جان دارد و جان شیرین خوش است>>
ایضا در فصولی که زمان درآمدزایی بخاریها میشود چند درصد تبلیغات وسایل گرمایشی حاوی هشدار درباره قاتل خاموش یعنی مونوکسید کربن است؟یا در ازای 20 بیلبورد تبلیغ چیپس و پفک چند بیلبورد یا حداقل پارچه نوشته برای تاکید بر مضر بودن نمک وجود دارد؟
فکر میکنم دیر زمانیست که هنرمندان فهمیده اند که برای بشر گرفتار امروز که فرصت رفتن به گالری ها و سالن های تیاتر و غیره را ندارد باید تیاتر خیابانی گذاشت و گالری های عکاسی و نقاشی خیابانی و المانهای شهری هنری به پا کرد.
ایضا فکر میکنم هنر نویسندگان و شاعران و خلاصه جواهرات ادبیی که در گوشه کتابخانه ها بخواب رفته اند باید به سطح شهر بیایند.آنوقت خواهید دید که در درازمدت تبلیغ اخلاق،هنر وعلم بیش از تبلیغ محصولات درآمدزا خواهد بود.
بزرگی به مردی و فرهنگ بود/گدایی در این بوم و بر ننگ بود
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"