در ورودی حرم...
هم اَفشُره هم رانی بالنگم رفت
هی دست به من کشید، هی رنگم رفت
هر حال خوشی که بود در گِیت* حرم
با قلقلک ِ خادمت از چنگم رفت!
*گیت: ورودی
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۱۳ ساعت 7:57 توسط منیژه رضوان
|
هم اَفشُره هم رانی بالنگم رفت
هی دست به من کشید، هی رنگم رفت
هر حال خوشی که بود در گِیت* حرم
با قلقلک ِ خادمت از چنگم رفت!
*گیت: ورودی
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"