میشد
خودِ هابیل اگر نبودم من
شاید اصلا برادرش بودم
میشد اصلا که خواهرش بشوم
گُل سرخی برابرش باشم
***
قرعه فال اگر به من میخورد
_وای_ میشد قطامه من باشم
هیچ اصلا بعید نبود که من
از همین جنس بدترش باشم
***
یک گدای شَل لهستانی
یک نویسنده چپ لاییک
لاله ای سمت راست لادن
یا که آن نیم دیگرش باشم
***
میشد اصلا که داعشی باشم
29 ساله ، اهل آبادان
انتحاری ترین عقیده شهر
مثل یک بمب در سرش باشم
***
در تناسخ اگر میفتادم
میشدم شیعه ای که الانم
در نجف یا علی علی گویان
زایرش یا که کفترش باشم
***
من کی ام؟ آن کسی که الانم؟
من کی ام؟ ان کسی که میشد بود؟
همگانم ، همیشه زیسته ام
اولش بوده، آخرش باشم
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۶/۰۶ ساعت 8:40 توسط منیژه رضوان
|
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"