تاج سلامتی
اول شهریورماه مصادف بود با روز پزشک.
باید قبول کرد شغلهایی که مربوط به سلامت افراد میشوند از حساسیت بالایی برخوردارند.مثلا شمای تعمیرکار میتوانید ماشین یک نفر را تحویل بگیرید و بدتر از روزی که تحویل گرفته ایدش آنرا به صاحبش برگردانید،اما اگر بیماری را تحویل بگیرید و بهتر از روز تحویل انرا به وابستگانش برگردانید باز هم همراهیان از شما شاکی هستند و دوست دارند بیمارشان به خوبی روزهای جوانی اش روی تخت ورجه ورجه کند.البته اینجانب منکر خطاهای پزشکی نمیشوم.اما انچه تحقیقات نشان میدهد میزان اشتباهات پزشکان ایرانی از شاخص های جهانی کمتر است و اگر مراجعه بیش از استانداردهای جهانی به بیمارستانها را مد نظر قرار دهیم این شاخص بسیار پایین تر از حدی ست که انتظار میرود.
شاید بجز مواردی که حق با بیمار است عدم اطلاع بیماران از مسایل پزشکی نارضایتی هایی را موجب میشود.شده پزشک از بیمار می پرسد که چرا نصف شب به بیمارستان مراجعه کرده ای و بیمار میگوید ببخشید مزاحم شدم میخوایید برم صبح بیام؟! بدون توجه به این مطلب که پزشک با این سوال میزان واقعی بودن و شدت درد بیمار را تخمین میزند.
گاهی بیمار باید دردش ساکن نشود تا تصمیمات مقتضی جهت درمان سریع صورت بگیره امام بیمار و حتی همراهیان این اقدام رو نوعی بی توجهی و کوتاهی به بیمارشون تلقی میکنن و بر این باور هستن که بیماری که به نزد پزشک می آید باید در اولین فرصت دردش ساکن شود.
مورد داشتیم که اصلا همراهی بیماری که سکته کرده نمی پذیرد که نباید فشار خون بالای بیمارش یکدفعه پایین بیاید و وقتی که میبیند دارو به میزانی که فشار بیمارش متعادل شود تزریق نمیشود این عمل را کوتاهی تلقی میکند.
یادمان باشد همانطور که یک نقاش دوست دارد بهترین نقاشی را تحویل مخاطبان دهد و یک شاعر دوست دارد شعرش عالیترین شعری باشد که عرضه میشود دیدن تاج سلامتی بیمار بر سرش طعمی دارد که دریافت هیچ ویزیتی نمی تواند شیرین ترش کند.
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"