انسان همینجوریست.کارهای رفلکسی زیادی از او سر میزند.مثلا همه ما شنیده ایم که مواقع ترکیدن لاستیک خودرو نباید ترمز کرد.نباید فرمان اتومبیل را به سمتی که احساس امنیت بیشتری می کنید چرخاند و حتی المقدور باید از چرخش اتوماتیک فرمان هم جلوگیری کرد و همچنین نباید پا را به صورت ناگهانی از روی پدال گاز برداشت.اما چه کسی ست که بتواند در لحظه حادثه از انجام اعمال رفلکسی جلوگیری کند؟دقیقا همه رانندگان در چنین مواقعی ترمز میگیرند و چپ میکنند.مثل خیلی از عکس العملهای روزانه ما.

فرض بفرمایید کسی آمد و یقه شما را در خیابان گرفت و راست کوبید توی صورتتان. شما هم بخصوص اگر اقا باشید متقابلا یقه طرف را میگیرید و خیلی راست تر می کوبید توی فکش!اما بعد که متوجه میشوید طرف مشکل روحی روانی داشته پشیمان میشوید.عقل حکم میکند همان اول در وجنات طرف دقیق شوید و اصلا جویای علت شوید شاید که واقعا خبطی از شما سر زده باشد اما متاسفانه لاستیک اعصاب ادمها که بترکد دیگر کسی نمی تواند جلودارشان باشد و همین امر باعث میشود که از لحاظ اخلاقی یکهو چپ کنند.

خیلی وقتها دیده ام آقایان وقتی که میخواهند به هم ابراز علاقه کنند یک مشت میزنند توی شکم دوستشان طرف هم دلش را میگیرد و در همان وضعیت بغرنج مشتی که انهم برای ابراز علاقه است راهی شکم دوستش میکند.اینست که میگویم رفلکسی تصمیم نگیرید و هرمشتی را مغرضانه تصور نکنید.اصلا شاید شما جلوی دوربین مخفی قرار داشته باشید!

اگر با سرعت مطمینه زندگی کنید و عقلانی تصمیم بگیرید هر چهار چرخ زندگیتان هم که بترکد چپ نمیکنید.چپ کردید به گردن راقم این سطور!