آب شیرین
یادم نمی رود اولین روزی که متوجه شدم که آب دریا خوردنی نیست در حال تماشای یک فیلم سینمایی بودم.شاید پنج سال بیشتر نداشتم و هنرپیشه نقش اول فیلم مردی بود که در یک قایق کوچک در میان دریا گم شده بود و زیر تابش عمود خورشید،آبی برای خوردن نداشت.لبهایش عین نمکزار سفید شده بود و روزهای متمادی را بدون آب سپری کرده بود.وقتی که با تعجب از مادرم پرسیدم که چرا این آقاهه از اینهمه آب دریا که دورش هست نمی خوره؟!مامانم گفت: آب دریا نمک داره اگه بخورش بیشتر تشنه اش میشه!
دومین ضربه هولناکی که در همان حوالی پنج سالگی به من وارد شد برمیگردد به روزی که برگ کاغذی افتاده بود جلوی در خانه داخل حیاط.آنرا که برداشتم و به مادرم نشان دادم گفت: این قبض آبه، چقدر هم زیاد اومده!از همان روز به بعد بود که هربار دم شیر آب میرفتم مادرم میگفت که:مامان شیر آبو کم باز کن که هم آبا هدر نره هم پول قبضمون زیاد نیاد!
درک این موضوع که آبهایی که از شیر آب خارج میشود رایگان نیست خیلی برای ذهن کودکانه من گران تمام شد.در عوالم کودکی فکر میکردم که شیر آب باید به طور طبیعی آب داشته باشد.چرا؟! خب معلوم است،چون اسمش شیر آب بود!بعدها که بزرگتر شدم و بنا بر حوادث و اتفاقات مختلف شیر آب را که باز میکردم و آبی از آن بیرون نمی آمد،فهمیدم که ما مثل همان هنرپیشه روی کره ای مملو از اقیانوسهایی با آب غیر قابل شرب زندگی میکنیم و آب شیرین گران ترین مایعی ست که در جهان وجود دارد هرچند که ارزان به ما فروخته میشود.
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"