این چادری که گُل

با شاخه های سبز

در آن خزیده است

بسیار خوشگل است

بابا برای من

آنرا خریده است

***

هم می شود که رفت

با چادر قشنگ

در کوچه ها؛ خرید

هم می شود که زد

یک کِش به آن و بعد

در باغها دوید

***

هم میشود که رفت

در مسجدی و بعد

با آن نماز خواند

هم شعرهای شاد

هم قصه های خوب

از کبک و غاز خواند

***

در چشم آینه

آنرا هزار بار

هی میکنم سرم

ای آینه ببین!

با چادرم چقدر

من مهربان ترم!