انشای آن روز کلاس ما درباره امام جعفر صادق علیه السلام بود.ان روز دبیرمان کمی گیر داده بود و من علتش را متوجه نمی شدم.معمولش این بود که به من همیشه نونزده میداد.اما ان روز مصر بود که به من 17 بدهد.می گفت که حقم نونوزده است اما بخاطر رعایت نکردن پاره ای از اداب در متن 2 نمره از انشایم کم میکند.

اما اشکال کار کجا بود؟ از بچه ها خواست که انشای من را دست به دست کنند و ایراد کار را بگویند.یکی گفت سال تولد امام علیه السلام را اشتباه نوشته ام.یکی گفت سن شهادتشان را لابد اشتباه نوشته ام.

دبیرمان همه این مسایل را رد کرد و گفت هیچ اشتباهی در قسمت تاریخی زندگی امام علیه السلام رخ نداده،بلکه نویسنده آنگونه که باید و درخور شان یک معصوم ست مراتب احترام را در انشایش رعایت نکرده است.

بچه ها دوباره انشای مرا دست به دست کردند.من خیس عرق شده بودم!یعنی کجای انشایم از احترام و تکریم امام علیه السلام فروگذاشته بودم؟فعلها همه جمع بکار برده شده بودند.کلمه حضرت و امام همه جا ذکر شده بود.حتی ننوشته بودم امام گفتند بلکه در جای جای انشا نوشته بودم امام فرمودند.دل توی دلم نبود.

هیچ کدام از بچه ها نتوانستند مشکل کار را پیدا کنند.تا اینکه خانوم جعفری جلو آمد و گفت:

تو توی انشات مادر مهربونم می گی و پدر جونم اونوقت برای امامت جای اینکه علیه السلام رو کامل بنویسی فقط یک عین (ع) خشک و خالی میذاری؟!

از آن سال رفت که دیگر من بجای علیه السلام و صلی الله علیه و آله عین و صاد بگذارم.