سه راهي خيام
بولوار كجا؟ ملك آباد
وسط چي؟ سه راهي خيام
پشت چي؟ يك توقف قرمز
چه كسي؟ يك جوان نا آرام
***
يك جوان با گذشته اي مبهم
سرراهي ترين پديده شهر
حاصل ازدواج آهن و آب
حاصل فقر،شيشه،الكل،قهر
***
تاجر چارراههاي شلوغ (وزن خرابه!)
تاجر روزنامه ، گُل، سقز
زير نور عمودي خورشيد
روي قيري كه از زمين هرگز...
***
توي يك كورس با تِم سرعت
نامرادي سوار اسبش بود
يك مغازه كه چارراه شماست
فقر اما جواز كسبش بود
***
سبز شد تا چراغ، راه افتاد
خون شهري كه حركت نبض است
سبز يعني براي او قرمز
قرمز اما براي او سبز است!
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۱۵ ساعت 8:36 توسط منیژه رضوان
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"