منیژه رضوان-دیگر خبر ضربت خوردن علی علیه السلام در تمام کوفه پیچیده بود و کسی نبود که از این حادثه اطلاع نداشته باشد و حدس زدن نتیجه این ضرب با توجه به آلوده بودن شمشیر به سمی مهلک کار سختی نبود.

دوستداران علی (ع) از جای جای کوفه خود را به درخانه علی رسانده بودند تا برای اخرین بار هم که شده مولایشان را ببینند.دور خانه علی(ع) ازدحام بود و اضطراب.هرکسی هم از شدت عشق و ارادت به مولایش خود را محق میدید که به بستر عیادت مولایش حضور پیدا کند.مردم از یک سو به بی قراری و شیون افتاده بودند و کاسه های شیر از سویی دیگر به صف ایستاده بودند.بانیان این کاسه های شیر همان اطفال یتیمی بودند که علی  علیه السلام در نیمه های شب به در خانه هایشان میرفت و با پشته هایی از سخاوت،محبت را بین انها تقسیم میکرد.

کسی چه میداند شاید آن دستهای کوچک گمان میکردند همانطور که غصه گرسنگی انها در شبهای یتیمی  با خرما و نانی که علی به در خانه هایشان می آورد بهبود می یافت هم اکنون هم درد و زخم علی (ع) که به چشم انها نه ولی امر مسلمین که بیشتر همبازیشان بود با کاسه ای شیر مرهم می پذیرد.

سرانجام امام حسن علیه السلام از جانب پدر به مردم سلام میرساند، از آنها تشکر میکند  و عذر می طلبد که مولایش از شدت ضعف امکان ملاقات با مردم را ندارد.همه نا امید از آخرین دیدار پراکنده میشوند.

در این زمان فقط فرزندان علی علیه السلام بر بالینش حاضر بودند.حضرت گهگاه به هوش می امدند و باز از هوش میرفتند و در فواصل هوشیاری ذکر بود و نصیحت و موعظه که از دهان مبارکشان خارج میشد.تا اینکه سرانجام شیون از خانه علی به آسمان برخاست.وصیت نامه علی را که گشودند اولین خط سفارش ولی مسلمین چیزی نبود بجز تقوا،نظم و اصلاح میان مسلمین.