تصور کنید که دست راست شما که به جهت حادثه ای از بدنتان جدا شده  طی عملی بی سابقه بعد از 578 روز توسط پزشکان  مجرب به بدنتان پیوند زده بشود.شک ندارم که تا سالیان سال نسبت به دست راستتان احساس علقه و محبت بیشتری دارید.انگار بچه ای که مدتها به گروگان گرفته شده باشد پس از بازگشت به آغوش منتظر و نگران خانواده تا مدتها نازش را بیشتر از سایر بچه های خانواده میخرند.

از همان سالهاست که خرمشهر برای مردم ایران صرفا یک شهر از شهرهای ایران نیست که در جنوب غربی کشور قرار گرفته باشد.بلکه بعد از بازگشت به میهن شما میتوانید نام خرمشهر را بر بسیاری از خیابانهای شهرهای مختلف کشور ببینید.به همین خاطر است که خرمشهر نام خیابانی شد  در همین مشهد خودمان،و نام میدانی شد در شهری از شهرهای شمال کشور و نام شهرکی در یکی از شهرهای جنوب شرقی کشور.

اینها طنابهای محبتی است که از تک تک شهرهای کشور به سمت خرمشهر کشیده شده و آنقدر آنرا در جای خود ثابت کرده است که دیگر خرمشهر از ایران جداشدنی نخواهد بود.این رسم قشنگی است که از سالها قبل در این کشور رواج داشته است.در تهران میدانی به نام خراسان وجود دارد و در مشهد خیابانی به نام تهران.تک تک شهرهای کشور به هر طریقی که بتوانند ارادت و مالکیت خود را بر قطعه ای دیگر از این کشور ابراز میکنند.به این صورت ایرانی یکپارچه ایجاد میشود.ایرانی که نقشه اش به شکل گربه های اصیل ایرانی در سراسر نقشه های جهان خودنمایی میکند.گربه ای که برخلاف دیگر گربه ها از آب نمی ترسد وگرنه اینگونه مثل شیر از آبهای آبی کشورش حراست نمی کرد.