پس لرزه ها
یعنی کرکر خنده هست کتابخونه
یکی که صتدلی شو جابه جا میکنه بقیه فک میکنن زلزله شده پا به فرار میذارن
یکی که دیروز غش کرد
یکی هم بی حجاب پرید بیرون از کتابخونه یکی از پسرای کتابخونه کاپشنش رو داد بندازه روی سرش
من خودمم ترسو و خیالاتی هستم
دیروز به یکی از دخترا طوری که دوستام نشنون و مسخره ام نکنن با ترس گفتم زلزله نشد الان؟
رنگ طرف عین گچ سفید شد و گفت نگوووو تو رو خدا؟!
بعدها کاشف به عمل اومد که دختر غشوی کتابخونه همین سرکار خانوم میباشند
منم چه کسی رو برای درد دل زلزله ای انتخاب کردم
والا! از خودم بدتره
#ایواخانوم
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ ساعت 11:12 توسط منیژه رضوان
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"