پیش به سوی تمدن
بشر در راه رسیدن به تمدن دوران پر نشیب و فرازی را پشت سر گذاشته است.یعنی به زبان بی زبانی باید بگویم این وضعیت فعلی جهان با همین بمب گذاری ها و آدم کشی ها و جنایات روز خوب بشر است و قسمت درخشان تاریخ تمدن انسانهاست.
حالا شما ببینید که قبلا چه خبر بوده؟!
یادم می آید در یکی از کتابهای تاریخی خواندم که یکی از پادشاهان ایران در ازمنه قدیم نه تنها وظیفه ای برای خود در زمینه کشیدن جاده برای روستاییان قایل نبود بلکه وقتی که روستاییان تصمیم میگرفتند که خودشان از پول خودشان کوره راهی درست کنند که بتوانند راحت تر با سایر شهرها ارتباط داشته باشند به اهالی آنجا اوامر فرمودند که اول پولی جهت واریز به خزانه شاهنشاهی تقدیم کنند تا به آنها اجازه داده شود که برای خودشان راه و جاده بکشند!
وقتی که آن زمان را با مشهد کنونی خودمان مقایسه میکنم خیلی احساس شخصیت ِشهروندی می کنم.مثلا در روزهای اخیر میلانهای خیابان ملک الشعرای بهار مشهد حدفاصل چهارراه لشگر و فلکه بسیج به طور خودجوش توسط شهرداری دارد آسفالت میشود.گو اینکه قبلا هم آسفالت بود اما شهرداری عزیز مشهد دارد آسفالت ترش میکند.آنهم بدون درخواست اهالی محل.
تازه نوارهایی نیز در ابتدای هر میلان می گذارند که ماشین ها از روی آسفالت قوام نگرفته رد نشوند و خرابش نکنند و تازه تر اینکه سر هر میلان هم شخصی را موظف کرده اند که مراقب باشد که اگر شهروندی دلش خواست موانع را زیر پا بگذارد و با ماشینش از روی آسفالت رد شود خیلی محترمانه مانع شوند.
فقط ببینید از کجا به کجا رسیده ایم که نه تنها خودمان لازم نیست برای خودمان راه درست کنیم بلکه دولت هم که راه درست میکند ممکن است خرابش هم بکنیم.
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"