دوست واقعی
آدم ها در شرایط خنثی دوستان زیادی دارند.اما آمارهای ثبت نشده نشان می دهد که در موقعیت های متفاوت تعداد دوستان افراد نوسانات قابل ملاحظه ای پیدا می کند.
مثلا گاه بین بیست رفیق جان جانی شکافی به عرض زمین فوتبال بوجود می آید آنهم فقط و فقط بخاطر یک دربی ناقابل و از این دوستی بیست نفره، نُه دوست بیشتر برای آدم باقی نمی گذارد.
آن وقت این نُه دوستِ جان خیلی جانی که اتفاقا بخاطر اشتراک در تمایلات دربی طلبانه پایه های دوستیشان مستحکم تر از قبل شده کافیست که مساله ای مثل انتخابات پیش بیاید که از آن جمع نه نفره تنها پنج دوست همدل برای فرد باقی بگذارد.
این پنج دوست باقی مانده به نظر می آید حالا که به شدت پایه های اشتراک قویی دارند، برهم زدن دوستی شان ممکن نیست اما حافظه تاریخ شفاهی انسانها نشان میدهد که همین پنج نفر هم همچنان در معرض طوفانهای جداکننده اعتقادی و احساسی قرار دارند و جدایی آنها از هم با تمام اشتراکات اثبات شده هنوز که هنوز است منتفی نیست
مثلا کافیست که فرد احتیاج مالیی پیدا کند که در آن صورت تعداد دوستانش به گونه ای باورنکردنی در کسری از ثانیه به صفر تقلیل میابد.
به نظر می آید هیچ دوست واقعیی برای انسان وجود ندارد غیر از خودش اما حتی در وجود یک انسان هم تناقضات زیادی پیش می آید و جهت گیری های متفاوت بین عقل و عشق در درون فرد باعث انفکاک درونی وی میشوند.لذا حتی روی دوستی خودتان با خودتان حساب نکنید.فقط به ریسمان دوستی پروردگار چنگ بزنید و رهایش نکنید.
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"