خانه تكاني
خانه تكاني هرگز به اين معنا نيست كه خانه تان را دستتان بگيريد و مثل يك ملحفه آنرا همچين حسابي بتكانيد.بلكه منظور اينست كه شستنيها را بشوريد،دور انداختنيها را دور بريزيد، خريدنيها را بخريد، بلاتكليفها را تعيين تكليف كنيد، زيادي ها را رد كنيد بروند و سرانجام گم شده ها را پيدا كنيد.
و البته خانه در اين مفهوم در معناي مجازي خود بكار رفته است.بنابراين در اين معنا دست شستن از بعضي دوستيها و دشمني هاي بي مورد و حتي شستن جلوي منزل همسايه پيري كه به راحتي قادر به اين كار نيست نيز در راستاي خانه تكاني ها قرار ميگيرد.
در همين محدوده خريدنيها نيز به خريدن چند تكه لباس و سبزه عيد و ... محدود نمي شود.خريدن ناز دوستي كه مدتها با او قهر بوده ايد و از شما دلگير ست هم در جغرافياي احساسي خانه تكاني قرار مي گيرد.
از دور ريختنيها هم افكار و عقايد و رفتارهاي نابهنجاري كه بخصوص در ارزيابي هاي شتابزده و ناعادلانه سال قبل درست به حساب مي امدند قابل ذكر هستند.
احساس ها و محبت ها و عشق هاي بلوكه شده و زيادآمده و بلاتكليف نيز بايد تعيين تكليف شوند و به دست صاحبان اصلي شان برسند. اصلا درست نيست محبتي كه بايد خرج كودكي يتيم شود را خرج كودك خودتان بكنيد و او را از سر محبت سر ريز شده لوس و نُنُر بار بياوريد.
و سرانجام گم شده ها را بايد پيدا كرد.پيرمردها و پيرزنهايي كه در گوشه و كنار خانه سالمندان و روستاهاي دور فراموش شده اند و وجدانهاي گم شده در زير انبوهي از روزمرگي ها از اين قبيلند.
حالا ميشود گفت:سال نو و خانه نو مبارك!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"