چند روز كه بهم نت رايگان افتاده بود توي گروه آفتاب گردانهاي مشهد وابسته به موسسه فرهنگي شهرستان ادب وول خوردم. 

اينقدر يكي از دوستان  مونث به ما تذكر استيكر فرستادن و غيره داد و گفت كه  توي گروه مختلط اينطور و اونطور باشين كه آخرش بحث بين دوستان ايجاد شد و حالم بهم خورد. 

 مثل يه جايي كه جهت تاييد من مدام مي گفتن خانوم رضوان حجابش خيلي خوبه . در حقيقت اگه آدم لباس سكسي بپوشه و درباره لباسش حرف  نزنن جلوي جمع طرف احساس امنيت و شرافت بيشتري ميكنه در مقابل اينكه در جهت تاييد يك زن خوش حجاب درباره خوب بودن لباس و مناسب بودنش جلوي مرد و زن حرف بزنن.   

بعضي وقتها براي پيشگيري از يك امر نه چندان زشت زشت تر رفتار ميكنيم!

 

- اينجا كجاست؟   - جان تو يك جاي مختلط 

آدم هبوط كرد به دنياي مختلط  

ما از بهشت امن خصوصي در آمديم 

رفتيم با عيال به يك جاي مختلط 

آهن رباي فاصله قطب  N است و S 

جذب همند اين دو تمناي مختلط 

ت يِ دو نقطه دارد و يك طاي دسته دار 

پي برده ام به حكمت املاي مختلط 

زرد و سفيد و سرخ، خداوند داده است 

يك مركز فساد به گلهاي مختلط 

جبريل در اتاق به مريم حلول كرد 

خاكم به تخم چشم! تجلاي مختلط؟! 

بم هست صوت نحس كلاغان و زير بُل 

بُل قل قلانه قل قل ِ آواي مختلط  

از مختلف رسيد به معناي اختلاف 

ما مي رسيم گرچه به معناي مختلط 

اكسي‍ژن آمد از ريه مردها برون 

رفته درون پيكر زنهاي مختلف! 

بيدار مي شويم به يك جنت اختلاط 

روزي از اين دو روزه ي روياي مختلط 

 

جنت با سكون ت خوانده شود!