یکشنبه باز می رسد از راه و زندگی /

از یک شروع تازه خبر دار می شود/

تردید شنبه می رود از یاد شهر خواب/

یک هفته ء بدون تو تکرار می شود// 

 

صبح دو شنبه باز پر از مزه عسل / 

ظهر از خورشت قیمه بچش تا به حد مرگ/

عصر از کنار چایی احمد که بگذری/

شب شام می رسی به هوس با کباب برگ//

 

اما سه شنبه زندگیت معتدل تر است/

یک خرده میخوری و کمی کار می کنی/

از رقص می رسی به خدا قبل هر نماز/

انکار می کنند و تو اصرار میکنی//

 

حالا که چارشنبه شده مؤمنانه تر/ 

کارت به نذر و غسل زیارت کشیده است/

یک کم عفیف تر شده ای ریملت کجاست؟/

سرمه برات طرح اجابت کشیده است//

 

عصری که انتهای غم پنج شنبه هاست/

رو می کنی به گریه سر قبر مادرت/

آن دختری که آرزویی جز سفر نداشت/

حالا شدست ... مادری از جبر مادرت/

 

از خواب می پری تو و انگار شنبه است/

پس جمعه باز رفته و راهی قم شده/

مانند هفته های پس از این و قبل از آن/

از هفته های عمر تو یک روز گم شده