دردسرهاي نت رايگان
به جهت دريافت يك بسته يك ماهه اينترنتي رايگان بالاجبار بنده هم به تلگرامي ها پيوستم چون اگر از نت رايگانم استفاده نكنم عذاب وجدان ميگيرم!
اول كه وارد محيط تلگرام شدم سيل خوش آمدگويي ها شروع شد.اما بعد كه جا افتادم درگيري ها هم شروع شد.اين يكي لِفت ميدهد آن يكي رايت ميدهد!اين يكي مغرض را مقرض مينويسد و تو ناچاري تذكر بدهي كه برادر من مغرض درشت است نه مقرض،آنوقت يكي پيدا ميشود و مي گويد شما خودتان درست را درست بنويسيد مقرض طلبتان!
نمي تواني هم كه جواب ديگران را ندهي در بحث ها كه شركت ميكني تا دم دمه هاي صبح كوتاه نمي آيي و خوب كه خيالت راحت شد كه همه خوابيده اند يك پيام به علامت پيروزي و فصل الخطاب بحث مينويسي و با خيال راحت ميخوابي كه حرف آخر را خودت زده اي ولي صبح كه پا ميشوي مي بيني ناقلاها همه شان بيدار بوده اند و مترصد بوده اند توي ساده دلِ تازه به تلگرام رسيده بخوابي تا باز پيام بگذارند.
گاهي كه عكسها باز نميشوند مجبوري در گروههايي كه همه شان بانو و حساسند يك چيزي بنويسي مثلا عزيزم چقدر ناز! و فردايش تصوير كه باز ميشود مي بيني كه اصلا چه ربطي داشت كه عزيزم چقدر ناز!
خود اينجانب روز چهارم استفاده از تلگرام بود كه متوجه شدم آن استيكري كه فكر ميكردم به معناي سوت زدن و بي خيالي است كه هواي قرمز از دهانش خارج ميشود معناي ديگري ميدهد!نميدانم هم كه كي و كجا ازش استفاده كرده ام!كي اين نت رايگان من تمام ميشود خدا ميداند!
همینقدرا سن داشتم که رفتم دم مغازه "حسن کچل" میوه فروش محله مون و گفتم:" مامانم گفتن یه هندانه! بکشین بدین بِبَرم"