اصولا نوع بشر در برابر آموزش مستقیم مقاومت میکند حتی اگر مقاومت نکند یادگیری های غیر مستقیم وی ماندگاری واثرپذیری بیشتری دارند.

حتما شما هم اذعان میکنید که در دوران تحصیل اگر معلم دینی بنابر پیش آمدن بحثی مطلبی  در ارتباط با ریاضی را برایمان  بیان میکرد برای ما جالب تر از آن بود که معلم ریاضی چنین آموزشی  به ما میداد.

متقابلا صحبت در رابطه با مسایل دینی در کلاس ریاضی لذت دیگری برای ما داشت و حواس همه بچه ها جمع میشد که ببینند نظر معلمی که اینقدر خوب انتگرال میگیرد در مورد توحید چیست.

دیروز من اولین نفری بودم که وارد سلف سرویس دانشگاه شدم.تا ساعت به موقع سرو غذا برسد منتظر ماندم و به محض رسیدن لحظه موعود مثل یک دانشجوی گرسنه به محل سرو غذا حمله  بردم تا غذا را برایم در ظرف مخصوص بریزند..فردی که کفگیر را داخل دیگ ماکارونی زد به محض اینکه کفگیر را در ماکارونی ها فروبردگفت: بسم ا... الرحمن الرحیم.

با اینکه بارها در سخنرانی های سخنرانان مذهبی همین حرکت را دیده و شنیده بودم اما هیچ وقت چنین تاثیری روی من نداشت.کسی که نه قصد آموزشی به من داشت و نه نذری پخش غذا داشت و نه دغدغه اینکه غذا یکبار برای دانش جویان کم بیاید، فقط و فقط بخاطر دل خودش چنین حرکتی را انجام داد.

از دیروز به این فکر میکنم که چرا تا حالا برای شروع  همه کارهایم اینقدر وسواس نداشته ام که با نام خدا آغاز کنم.ولو اینکه بخواهم کار کوچکی را انجام بدهم.از دیروز دارم فکر میکنم چقدر از قافله عقب هستم.